تعريف مفاهيم ارتباط

 

ادوين امري (1367) در كتاب « مقدمه اي بر ارتباطات جمعي» براي ارتباط اين تعريف را ارائه مي دهد:

 « ارتباط، عبارت است از: فن انتقال اطلاعات و افكار و رفتارهاي انساني از يك شخص به شخص ديگر

به طور كلي هر فرد براي ايجاد ارتباط با ديگران و انتقال پيام هاي خود به ايشان از وسايل مختلف استفاده مي كند. براي مثال وقتي انسان مي خندد با نگاه و لبخند، نشاط خود را به ديگري نشان مي دهد. همچنين هنگامي كه شخصي به شخص ديگر صبح به خير مي گويد با بيان شفاهي، دوستي و صميميت خويش را به او مي فهماند.


كلود شانون و وارن ويور در تعريف ارتباط مي گويند:
كلمه ارتباط معرف تمام جريانهايي است كه بوسيله آن يك انديشه مي تواند انديشه ديگري را تحت تأثير قرار دهد به عبارت ديگر ارتباط سبب مي شود كه وجدان انسان در وجدان تصاوير، مفاهيم، تمايلات و رفتارها و آثار رواني گوناگوني پديد آورد.
انجمن بين المللي تحقيقات ارتباط جمعي درباطه ارتباط تعريف زير را ارائه نموده است؛

« وقتي بحث ارتبط مي شود منظور روزنامه ها، نشريه ها، مجله ها، راديوها و تلويزيون ها، ارتباطات دور (تلفن، تلگراف و...) پست است.»

همچنين ارتباط، چگونگي توليد و توزيع كالا و خدمات مختلفي را كه وسايل و فعاليتهاي فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقيقات مربوط به محتواي پيام ها و نتايج و آثار آنها را در بر مي گيرد. ريموند ويليمامز انگليسي در كتاب ارتباطات خود درباره تعريف ارتباط چنين مي نويسد:
«كلمه ارتباط در زبان انگليسي از قديم به معناي انتقال افكار، اطلاعات و رفتارها از شخصي به شخص ديگر به كار رفته است

 اما اكنون اين كلمه به معناي راه و وسيله حمل و نقل از مكاني به مكان ديگر نيز استعمال مي شود. البته بهتر است وسايلي را كه جهت انتقال افكار و اخبار و رفتارهاي انساني از شخصي به شخص ديگر استفاده مي شود، ارتباطات ناميد. از جمله دستگاههاي چاپ، تلفن، راديو و تلويزيون.»

 در تعريفي بسيار موجز لاندبرگ، شراگ و لارسن، ارتباط را عبارت از:

 انتقال معاني يا پيام از طريق چندين نماد مي دانند. به نظر اين سه دانشمند زماني كه انسانها از طريق نمادهايي چند به تأثير بر يكديگر مي پردازند در ارتباط با يكديگر قرار گرفته اند(ساروخاني،1371)


يكي از بهترين تعريفهايي كه تاكنون درباره ارتباط بيان شده است، متعلق به چارلزكولي جامعه شناس آمريكايي به شرح ذيل است:
«ارتباط، مكانيسمي است كه روابط انساني بر اساس و بوسيله آن بوجود مي آيد و تمام مظاهر فكري و وسايل انتقال و حفظ آنها در مكان و زمان بر پايه آن توسعه پيدا مي كند. ارتباط حالات چهره، رفتارها، حركات، طنين صدا – كلمات، نوشته ها، تلگراف، تلفن و تمام وسايلي كه اخيراً در راه غلبه بر مكان و زمان ساخته شده اند همه را در بر مي گيرند.»(معتمدنژاد،1375)


در تعريف كولي در مورد ارتباط كه جامعترين تعريف محسوب مي شد، چند عنصر وجود دارد كه با تجزيه و تحليل آنها اهميت پديده ارتباط و نقش وسايل ارتباطي در جوامع معاصر به خوبي آشكار مي گردند. اين عناصر عبارتند از:
1. نخستين انديشه مهم موجود در اين تعريف، آن است كه ارتباط را مبناي روابط انساني تلقي مي كند.
2. انديشه مهم ديگر آن معرفي ارتباط به عنوان جريان خاصي است كه روابط انساني به استفاده از آن عملاً برقرار مي گردند.
3. در اين تعريف به عنصر ديگري كه مي توان آن را نمادگذاري و مظهر سازي (كلمات، علامات، تصوير و ماند آن) ناميد و لازمه برقراري ارتباط بين انسانها نيز اشاره كرد.
4. آخرين عنصر، به وسيله انتقال است كه موضوع و محتواي روابط انساني (اطلاعات، افكار، تمايلات، تجربه ها و نظاير آن) را از شخصي به شخص ديگر يا از گروهي به گروه ديگر منتقل مي كند.


از تعريف فوق، استنباط مي شود كه ارتباط رابطه انساني را از حالت جوهر به مرحله وجود مي رساند و از حالت بالقوه به حالت بالفعل در مي آورد و به آن واقعيت تاريخي مي دهد. به عبارت ديگر بايد گفت رابطه انساني بدون ارتباط مانند عكس يا تصويري است كه هنوز ظاهر نشده يا مشخصات و حدود آن آشكار نگرديده است. يك موضوع ديگر در اين تعريف، مكانيسم ارتباط است. كولي ارتباط را يك مكانيسم يا تركيب و جريان خاصي مي داند كه معمولاً ضمن آن پيام هاي شخصي اشخاص يا گروهها كه منشأ و منبع ارتباط ناميده مي شود. اغلب با نشانه ها و علامات مخصوص (رقم، كلمه، صدا و ...) از طرف فرد يا مركز فرستنده ارتباط گر يا تهيه كننده پيام ها رمزگذاري مي گردند و با استفاده از يك وسيله مجزا يا شبكه ارتباطي منتقل يا پخش مي شوند و پس از دريافت از طرف فرد يا مركز گيرنده و تبديل نشانه و رمز به زبان عادي به مخاطب يا مخاطبان ارائه مي گردد.
پس ارتباط، انتقال پيام به ديگري و اساس شكل گيري جامعه است.
در فرايند آموزش، ارتباط عبارتست از: برقراري رابطه بين دو فرد، دو موضوع، دو انديشه يا بيشتر و به عبارت بهتر، تفاهم و اشتراك فكر و انديشه بين معلم و فراگير يا فراگيران (شعباني،13820)


به بيان ديگر ارتباط، عبارتست از: انتقال پيام از فرستنده (معلم) به گيرنده (فراگير) مشروط بر آنكه محتواي پيام مورد نظر فرستنده به گيرنده پيام منتقل شود و بالعكس (احديان،1368)
بر اساس مفاهيم و تعاريف ارائه شده اينگونه استنباط مي شود كه فقط انتقال يك پيام نمي تواند به مفهوم ارتباط باشد. در جريان انتقال بايد نوعي اشتراك دانسته ها بين فرستنده و گيرنده پيام وجود داشته باشد تا اين دو بتوانند يكديگر را تحت تأثير قرار دهند و تغييرات لازم را به وجود آورند.