ارتباطات
ارتباطات
· منابع:
ارتباطات یک فرایند سازمان یافته برای تبادل اطلاعات بین قسمتها، و معمولا از طریق یک رشته علائم می باشد. علوم ارتباطات یک شاخه دانشگاهی برای مطالعه ارتباطات است.
ارتباطات
· منابع:
ارتباطات یک فرایند سازمان یافته برای تبادل اطلاعات بین قسمتها، و معمولا از طریق یک رشته علائم می باشد. علوم ارتباطات یک شاخه دانشگاهی برای مطالعه ارتباطات است.
مفاهيم ارتباط
ارتباط، در زبان لاتين از كلمه Communication مشتق شده است و معناهاي گوناگوني مانند گزارش دادن، بيان نمودن، منتقل كردن، پيوند دادن، تماس گرفتن، منتشر كردن و شركت دادن از آن استنباط مي گردد. (معتمد نژاد،1375)
از نظر دستوري كلمه ارتباط مصدر عربي باب افتعال است و در فارسي بصورت مصدري و به معناي بستگي و پيوستگي به كار مي رود.
ادوين امري (1367) در كتاب « مقدمه اي بر ارتباطات جمعي» براي ارتباط اين تعريف را ارائه مي دهد:
« ارتباط، عبارت است از: فن انتقال اطلاعات و افكار و رفتارهاي انساني از يك شخص به شخص ديگر.»
فرايند ارتباط با توجه به تعداد افراد گيرنده پيام انواع مختلفي دارد. احديان(1373)، به نقل از ادوين امري (1976) چهار نوع ارتباط را به شرح ذيل بيان كرده است:
1. ارتباط درون فردي؛ كه از طريق آن فرد با خودش حرف مي زند (ارتباط برقرار مي كند).
2. ارتباط ميان فردي؛ كه فرد حداقل با يك فرد ديگر ارتباط برقرار مي كند.
3. ارتباط گروهي؛ در شرايطي صورت مي گيرد كه تعداد افراد گيرنده پيام اگر چه قابل توجه ولي قابل شمارش و شناسايي است. نظير كلاسهاي درس، سالنهاي سخنراني و نظاير آن.
4. ارتباط جمعي؛ افراد گيرنده پيام در اين نوع ارتباط، كميتي را تشكيل مي دهند كه اولاً شمارش آنها غيرممكن بوده، ثانياً وابستگي ميان آنها بسيار كمتر است. نظير گيرندگان پيام در ارتباط با برنامه هاي راديويي و تلويزيوني.
ارتباط انواع ديگري نيز دارد كه از جمله آن مي توان ارتباط ارادي و غيرارادي، ارتباط كلامي و غيركلامي، ارتباط مستقيم و غيرمستقيم، ارتباط يكطرفه و ارتباط دو طرفه نام برد:
- ارتباط ارادي با برنامه ريزي و تصميم گيري قبلي صورت مي گيرد ولي ارتباط غيرارادي اتفاقي است.
- ارتباط كلامي و غيركلامي؛ وقتي در جريان يك ارتباط، پيام ها به صورت رمزهاي كلامي انتقال مي يابند آن را ارتباط كلامي مي گويند. مانند توضيح شفاهي يك مطلب در كلاس درس كه زبان، عامل اصلي در برقراري اين ارتباط است. كاربرد زبان در زندگي روزمره ما همان قدر عادي و بديهي تلقي مي شود كه راه رفتن، غذا خوردن يا استنشاق كردن هوا، از طريق انگيزش ارتباط گفتاري قادر خواهيم بود تا معاني را پيدا، پيگيري، آزمايش، بيان و تهييج كنيم. از آنجا كه گفتار يك جريان منحصر به فرد در ارتباط سمبليكي است كه مستلزم تأثير متقابل بين افراد مي باشد، اين كار امكان پذير است. ارتباط غيركلامي در تدريس نيز، لزوم و اهميت خاص خود را دارد. در جريان تدريس هم معلم و هم فراگيران بايستي فعال باشند. ليكن گاهي مشاهده مي شود كه معلمان در سراسر جريان تدريس تنها برقراركننده ارتباط كلامي هستند و از شركت فعال فراگيران در فرايند ياددهي – يادگيري جلوگيري مي كنند.
فلاندرز و آميدن ارتباط كلامي در كلاس درس را به حالتهاي زير طبقه بندي كردهاند:
الف) برقراري ارتباط كلامي توسط معلم.
ب) برقراري ارتباط كلامي توسط شاگرد.
ج) سكوت يا سر و صدا.
- برقراري ارتباط كلامي مستقيم توسط معلم؛ در اين نوع ارتباط، عمدتاً معلم برقرار كننده ارتباط بوده و زمينه اظهار نظر و بطور كلي صحبت كردن فراگيران را فراهم مي سازد و شامل حالات زير مي باشد:
1. سخنراني (براي انتقال عقايد، افكار، اطلاعات، آموزش مهارت و تغيير گرايش شاگردان استفاده مي شود و فراگير غير فعال است).
2. امر و نهي (استفاده از امر و نهي در گفتار توسط معلم)
3. انتقال يا اعمال قدرت (توسط گفتاري كه نشان دهنده تسلط مهارت و دانش معلم است و غيره )
- برقراري ارتباط كلامي غيرمستقيم توسط معلم؛
1. پذيرش احساس شاگرد (ارزش قائل شدن براي عواطف و احساسات فراگيران)
2. پذيرش عقايد (شبيه نوع اول است با اين تفاوت كه در اينجا عقايد و افكار جايگزين عواطف و احساسات مي شود) اجازه ابراز عقيده به دانش آموز داده شود.
3. تحسين و تشويق؛ ارتباط كلامي حاصل از تحسين و تشويق مملو از كلمات و جملاتي است كه موجب انبساط خاطر فراگيران شده و در نتيجه كلاس را از يكنواختي خارج مي كند. نظير: كار شما خوب است و غيره.
4. پرسش از شاگرد؛ منظور از سوالات اين طبقه آن دسته از پرسشهاييي است كه معلمان انتظار پاسخ آنها را دارند. مثل جدول ضرب. يعني سؤالاتي كه پاسخ آنها شامل محدوديت خاصي نمي شود و مي تواند جوابهاي گوناگون داشته باشد.
- برقراري ارتباط كلامي توسط شاگردان؛ در اين نوع ارتباط حالاتي از جمله پاسخ به سؤالات و اظهار نظر از جانب شاگرد در برقراري ارتباط اتفاق مي افتد. بي ترديد اظهار نظر از جانب شاگرد نيز بايستي عمدتاً در شرايطي صورت گيرد كه باز هم معلم از طرفداران برقراري ارتباط كلامي غيرمستقيم باشد.
- سكوت يا سر و صدا: سكوت به هر علتي كه در كلاس حكمفرما باشد نشانه قطع ارتباط كلامي ميان شاگرد و معلم است. البته سكوتي كه معلم در حال استفاده از تابلو بوده و يا فراگيران در حال حل مسأله هستند حاكي از اجراي درست آموزش است. سر و صدا نيز در برخي دروس لازم است مثل هنر و كاردستي كه فعاليت دانش آموزان را مي طلبد ولي آشفتگي در دروس ديگر كه تشخيص فرستنده فرستنده از گيرنده پيام را مشكل مي سازد منطقي و مطلوب نيست. در نتيجه مي توان گفت كه به كارگيري طبقه بندي فلاندرز و آميدن در تدريس كار مشكلي نيست. ميزان فراواني طبقات ياد شده بيان كننده نوع ارتباط كلامي و فعاليت كلاسي معلمان است و يكي از معيارهاي قابل اعتبار سنجش ميزان موفقيت هر ارتباط رو در رو است. قابل ذكر است كه يكي از پيش شرط هاي اساسي براي فراگرد ارتباط كلاسي مؤثر، بلندي يا شدت مناسب صداست كه بستگي تام به وضعيت و حالت حاكم بر فراگرد ارتباطي دارد.
براي طرح پيام مدلهاي مختلفي پيشنهاد شده است كه چند نمونه از آنها ارائه مي گردد:
الف) مدل هارولد لسول
مدل لسول يك مدل غيرسيستمي است و بيشتر در تعليم و تربيت سنتي كاربرد دارد. وي مدل خود را با طرح شش سؤال به شرح زير ارائه نموده است كه با در نظر گرفتن فرايند آموزشي، مؤلفه هاي آن نيز آورده شده است:
1.چه كسي؟ = فرستنده پيام (معلم)
2.چه چيزي را؟ = پيام (مطالب درسي)
3.به چه كسي؟= گيرنده پيام (فراگير، دانش آموز)
4.از چه طريقي؟ - كانال و وسيله (وسايل سنتي آموزشي نظير تابلوي گچي و نظاير آن)
5.در چه شرايطي؟ = شرايط زماني و مكاني (برنامه درسي و كلاس درس)
6.با چه تأثيري؟ = نتيجه (امتحان) يا ارزشيابي
ب) مدل سيستمي طرح پيام اينديانا
در اين مدل طرح پيام با استفاده از خواص سيستم صورت مي گيرد كه بارزترين آنها شروع طراحي پيام با هدف و پايان آن با تعيين چگونگي ارزيابي پس از ارائه پيام است (احديان، 1373).
اين مدل در نظامهاي مترقي آموزشي و سازمانهاي اداري عمدتاً استفاده مي گردد. زيرا در آن اولاً هدف از برقراري ارتباط به صراحت مشخص مي شود ثانياً هر كدام از عناصر تشكيل دهنده مدل با توجه به عناصر قبلي انتخاب و تعيين مي شود كه بسيار منطقي است. ثالثاً همان گونه كه طرح مدل نشان مي دهد از داده هاي ناشي از ارزيابي به منظور اصلاح و بهبود امر ارتباط استفاده به عمل مي آيد.
در حالي كه مدل لسول تعيين هدف در برقراري ارتباط به عهده شخص فرستند پيام گذاشته مي شود كه مسلماً مي تواند نقطه نظرهاي و بطور كلي نظرات شخصي خويش را در آن دخالت دهد.
همچنين يافته هاي ناشي از نتيجه الزاماً به مدل بازگشتي ندارد بنابراين نمي تواند در بهبود و اصلاح امر ارتباط مورد استفاده قرار گيرد.
هدف از برقراري ارتباط
هدف از برقراري ارتباط تأثير گذاشتن بر ديگران است و عامل مهم در تعيين روش برقراري ارتباط نيز هدفي است كه بوسيله فرستنده پيام دنبال مي شود. چنانچه ارسطو، ارتباط را عبارت از: جستجوي يك راه و روش با استفاده از امكانات موجود براي ترغيب و اقناع افكار و عقايد مي داند. پيام به خودي خود داراي هيچگونه هدفي نيست. هدف پيام بستگي مستقيمي به شرايط فرستنده و گيرنده پيام دارد. در واقع، هدف اساسي افراد يا هر فرستنده پيام، اين است كه خود را به صورت عامل مؤثري درآورد تا بتواند بر ديگران، بر محيط و حتي بر سرنوشت خويش تأثير بگذارد و ازهمه مهمتر به تمايلات و خواسته هاي خود جامه عمل بپوشاند. بنابراين فرستنده و گيرنده پيام هستند كه در شرايطي خاص هدف ويژه اي را در يك فرايند ارتباطي در نظر مي گيرند. لذا چنانچه پيام مورد نظر فرستنده به گيرنده منتقل شود و عكس العملهاي گيرنده به فرستنده منعكس نگردد، اصولاً ارتباطي برقرار نشده است. بدين لحاظ است كه بهترين ملم را بهترين برقراركننده ارتباط مي نامند. لازم است ذكر شود كه مطالعه امر ارتباط در آموزش و تدريس دو جنبه اساسي را شامل مي شود، يكي شناخت و درك وسيع و همه جانبه اي از وسايل پيچيده ارتباطي و ديگري درك كامل چگونگي استفاده از اين وسايل در برقراري ارتباط.
عناصر و اجزاي ارتباط
در تمام الگوهاي ارتباطي سه عنصر عمده وجود دارد: فرستنده پيام، پيام و گيرنده پيام. با اين حال در جريان تدريس مطالب، هميشه نمي توان انتظار داشت كه محتواي پيام به راحتي و به طور كامل از فرستنده به گيرنده منتقل شود. پيام بايد در شرايطي خاص و با استفاده از وسيله و كانالي در اختيار گيرنده يا گيرندگان پيام قرار داده شود. فرستنده براي ايجاد ارتباط بايد حامل كانالهايي متناسب با پيام و ويژگيهاي گيرندگان انتخاب كند. بنابراين عنصر چهارمي نيز به نام كانال يا وسيله ارتباطي لازم است.
از عناصر ديگر قابل توجه در تحليل فرايند ارتباط عنصر تأثير است. تأثير، نتيجه اي است كه از برقراري ارتباط حاصل مي شود و هدفي است كه فرستنده از ابتداي ايجاد ارتباط بايد به آن توجه داشته باشد و مهمترين ملاك تشخيص تأثير يك جريان ارتباطي بازخورد است كه به واكنش يا عكس العمل گيرنده پيام مربوط مي شود.
اما پاره اي از متخصصان، گنجاندن عنصر ديگر را در ميان اجزاء فرايند ارتباط تحت عنوان موانع ارتباطي (پارازيت) پيشنهاد مي كنند.
نظر به اينكه پيام به صورتي كه در ذهن فرستنده پيام مطرح است. بدون آنكه به صورت رمز درآيد، قابل انتقال نيست، بنابراين لازم است كه منبع فرستنده پيام ابتدا محتواي پيام خويش را به صورت رمز درآورد كه همان كلمات، سمبلها، علامات و نظاير اينها هستند. سپس آن را به سوي گيرنده پيام ارسال كند. از طرف ديگر، منبع گيرنده نيز بايستي رمز دريافت شده را از طريق حواس و سلسله اعصاب به مغز برده و اصطلاحاً آن را از رمز خارج نموده سپس به درک مفهوم مورد نظر بپردازد يا به عبارت ديگر رمزخواني نمايد.
رمز گذاري، فعاليت ذهني خاصي است كه هر منبع يا فرستنده از طريق آن مفاهيم دروني (مقاصد، افكار و ادراكات) خود را به محركهاي قابل انتقال (پيام) تبديل مي كند. علائم يا نمادها ممكن است به صورت شفاهي، نوشته، تصاوير يا علامتهاي ديگر باشند.
رمزخواني، فعاليت ذهني خاصي است كه گيرنده پيام از طريق آنها مي تواند محركهاي قابل انتقال را به مفاهيم و پاسخهاي دروني تبديل كند در غير اين صورت اصولاً ارتباط صورت نخواهد گرفت يا اگر صورت بگيرد بسيار ضعيف خواهد بود.
با توجه به موارد مطرح شده مهمترين مسأْله در يك نظام ارتباطي اين است كه فرستنده و گيرنده پيام از نظر اطلاعات و عواطف و ساير ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي وجه مشتركي داشته باشند يعني دريافت كننده پيام بايد قادر باشد مفاهيم فرستنده پيام را درك كند. بنابراين كاملترين طرح فرايند ارتباط به شكل زير خواهد بود.
موانع ارتباط يا پارازيت هاي ارتباطي
پارازيت به هر عامل اخلال كننده اي كه مانع برقراري ارتباط مي شود، گفته مي شود. مهمترين اين عوامل در فعاليتهاي آموزشي و كلاس درس عبارتند از:
1. بحث شفاهي؛ استفاده مداوم از اين روش موجب كاهش كارآيي تدريس و يادگيري مي گردد.
2. جالب نبودن پيام.
3. انتقال منفي (يعني تجارب گذشته ما را در حل مشكل جديد به اشتباه بيندازد).
4. رويايي شدن يا در خود فرو رفتن.
5. عدم درك از طرف دانش آموز به لحاظ مطابق نبودن مطالب معلم با فهم و درك او.
6. عوامل فيزيكي نامناسب ( وضعيت فيزيكي كلاس).
از يك ديدگاه ديگر عوامل مخل را به دو نوع تقسيم مي كنند:
1. پارازيتهاي فيزيكي
2. پارازيت هاي استباطي
پارازيتهاي فيزيكي، موانعي هستند كه از انتقال فيزيكي پيام جلوگيري مي كنند. نظير سر و صدا، گرما و سرماي بيش از حد، نور كم يا زياد. براي كاهش تأثيرات اين نوع پارازيتها، متخصصان استفاده از وسايل جلب توجه و تكرار مجدد مطالب و كاربرد مجدد آنها را توصيه مي كنند.
پارازيتهاي استنباطي زماني رخ مي دهند كه سوء تعبير در مورد پيام پيش بيايد ولو اينكه پيام همانگونه كه فرستاده شده دريافت شده باشد. نظير زماني كه فرستنده پيام از كلماتي كه درك آنها براي گيرنده پيام مشكل است براي انتقال پيام استفاده كرده باشد و يا كلمات براي فرستنده و گيرنده پيام معاني متفاوتي داشته باشند. براي كاهش اين نوع پارازيت ها نيز مي توان با تعريف لغاعت و اصطلاحات نا آشنا و كاربرد لغات و اصطلاحا آشنا و مطابق با علايق و توانايي هاي گيرندگان پيام آنها را از بين برد. مشكل يا پيچيده بودن محتواي پيام يكي ديگر از عوامل ايجاد اين نوع موانع است.
ادوين امري (1367) در كتاب « مقدمه اي بر ارتباطات جمعي» براي ارتباط اين تعريف را ارائه مي دهد:
« ارتباط، عبارت است از: فن انتقال اطلاعات و افكار و رفتارهاي انساني از يك شخص به شخص ديگر.»
به طور كلي هر فرد براي ايجاد ارتباط با ديگران و انتقال پيام هاي خود به ايشان از وسايل مختلف استفاده مي كند. براي مثال وقتي انسان مي خندد با نگاه و لبخند، نشاط خود را به ديگري نشان مي دهد. همچنين هنگامي كه شخصي به شخص ديگر صبح به خير مي گويد با بيان شفاهي، دوستي و صميميت خويش را به او مي فهماند.
كلود شانون و وارن ويور در تعريف ارتباط مي گويند:
كلمه ارتباط معرف تمام جريانهايي است كه بوسيله آن يك انديشه مي تواند انديشه ديگري را تحت تأثير قرار دهد به عبارت ديگر ارتباط سبب مي شود كه وجدان انسان در وجدان تصاوير، مفاهيم، تمايلات و رفتارها و آثار رواني گوناگوني پديد آورد.
انجمن بين المللي تحقيقات ارتباط جمعي درباطه ارتباط تعريف زير را ارائه نموده است؛
« وقتي بحث ارتبط مي شود منظور روزنامه ها، نشريه ها، مجله ها، راديوها و تلويزيون ها، ارتباطات دور (تلفن، تلگراف و...) پست است.»
همچنين ارتباط، چگونگي توليد و توزيع كالا و خدمات مختلفي را كه وسايل و فعاليتهاي فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقيقات مربوط به محتواي پيام ها و نتايج و آثار آنها را در بر مي گيرد. ريموند ويليمامز انگليسي در كتاب ارتباطات خود درباره تعريف ارتباط چنين مي نويسد:
«كلمه ارتباط در زبان انگليسي از قديم به معناي انتقال افكار، اطلاعات و رفتارها از شخصي به شخص ديگر به كار رفته است
اما اكنون اين كلمه به معناي راه و وسيله حمل و نقل از مكاني به مكان ديگر نيز استعمال مي شود. البته بهتر است وسايلي را كه جهت انتقال افكار و اخبار و رفتارهاي انساني از شخصي به شخص ديگر استفاده مي شود، ارتباطات ناميد. از جمله دستگاههاي چاپ، تلفن، راديو و تلويزيون.»
در تعريفي بسيار موجز لاندبرگ، شراگ و لارسن، ارتباط را عبارت از:
انتقال معاني يا پيام از طريق چندين نماد مي دانند. به نظر اين سه دانشمند زماني كه انسانها از طريق نمادهايي چند به تأثير بر يكديگر مي پردازند در ارتباط با يكديگر قرار گرفته اند(ساروخاني،1371)
يكي از بهترين تعريفهايي كه تاكنون درباره ارتباط بيان شده است، متعلق به چارلزكولي جامعه شناس آمريكايي به شرح ذيل است:
«ارتباط، مكانيسمي است كه روابط انساني بر اساس و بوسيله آن بوجود مي آيد و تمام مظاهر فكري و وسايل انتقال و حفظ آنها در مكان و زمان بر پايه آن توسعه پيدا مي كند. ارتباط حالات چهره، رفتارها، حركات، طنين صدا – كلمات، نوشته ها، تلگراف، تلفن و تمام وسايلي كه اخيراً در راه غلبه بر مكان و زمان ساخته شده اند همه را در بر مي گيرند.»(معتمدنژاد،1375)
در تعريف كولي در مورد ارتباط كه جامعترين تعريف محسوب مي شد، چند عنصر وجود دارد كه با تجزيه و تحليل آنها اهميت پديده ارتباط و نقش وسايل ارتباطي در جوامع معاصر به خوبي آشكار مي گردند. اين عناصر عبارتند از:
1. نخستين انديشه مهم موجود در اين تعريف، آن است كه ارتباط را مبناي روابط انساني تلقي مي كند.
2. انديشه مهم ديگر آن معرفي ارتباط به عنوان جريان خاصي است كه روابط انساني به استفاده از آن عملاً برقرار مي گردند.
3. در اين تعريف به عنصر ديگري كه مي توان آن را نمادگذاري و مظهر سازي (كلمات، علامات، تصوير و ماند آن) ناميد و لازمه برقراري ارتباط بين انسانها نيز اشاره كرد.
4. آخرين عنصر، به وسيله انتقال است كه موضوع و محتواي روابط انساني (اطلاعات، افكار، تمايلات، تجربه ها و نظاير آن) را از شخصي به شخص ديگر يا از گروهي به گروه ديگر منتقل مي كند.
از تعريف فوق، استنباط مي شود كه ارتباط رابطه انساني را از حالت جوهر به مرحله وجود مي رساند و از حالت بالقوه به حالت بالفعل در مي آورد و به آن واقعيت تاريخي مي دهد. به عبارت ديگر بايد گفت رابطه انساني بدون ارتباط مانند عكس يا تصويري است كه هنوز ظاهر نشده يا مشخصات و حدود آن آشكار نگرديده است. يك موضوع ديگر در اين تعريف، مكانيسم ارتباط است. كولي ارتباط را يك مكانيسم يا تركيب و جريان خاصي مي داند كه معمولاً ضمن آن پيام هاي شخصي اشخاص يا گروهها كه منشأ و منبع ارتباط ناميده مي شود. اغلب با نشانه ها و علامات مخصوص (رقم، كلمه، صدا و ...) از طرف فرد يا مركز فرستنده ارتباط گر يا تهيه كننده پيام ها رمزگذاري مي گردند و با استفاده از يك وسيله مجزا يا شبكه ارتباطي منتقل يا پخش مي شوند و پس از دريافت از طرف فرد يا مركز گيرنده و تبديل نشانه و رمز به زبان عادي به مخاطب يا مخاطبان ارائه مي گردد.
پس ارتباط، انتقال پيام به ديگري و اساس شكل گيري جامعه است.
در فرايند آموزش، ارتباط عبارتست از: برقراري رابطه بين دو فرد، دو موضوع، دو انديشه يا بيشتر و به عبارت بهتر، تفاهم و اشتراك فكر و انديشه بين معلم و فراگير يا فراگيران (شعباني،13820)
به بيان ديگر ارتباط، عبارتست از: انتقال پيام از فرستنده (معلم) به گيرنده (فراگير) مشروط بر آنكه محتواي پيام مورد نظر فرستنده به گيرنده پيام منتقل شود و بالعكس (احديان،1368)
بر اساس مفاهيم و تعاريف ارائه شده اينگونه استنباط مي شود كه فقط انتقال يك پيام نمي تواند به مفهوم ارتباط باشد. در جريان انتقال بايد نوعي اشتراك دانسته ها بين فرستنده و گيرنده پيام وجود داشته باشد تا اين دو بتوانند يكديگر را تحت تأثير قرار دهند و تغييرات لازم را به وجود آورند.
چگونه با برقراري ارتباط بين فردي به پيشرفت خود كمك كنيم؟
رسيدن به مقصود بوسيله ارتباطات غير كلامي
بخش عمده اي از پيام هايي كه شما به ديگران منتقل مي كنيد برخاسته از سرنخ هاي غير كلامي است، يعني جنبه هايي از حالات بدني و ژست هاي شما، رفتار ظاهر و نگرش هايتان كه حتي شايد از وجود آنها بي خبريد.
توجه دارد . مک لوهان وسایل ارتباطی را به سرد و گرم تقسیم می کند . این تقسیم بندی از قابل انتقادترین جهات اندیشه مک لوهان در بحث ارتباطات جمعی است که به نوعی ، سورئالیسم مکنون در تفکر او را به منصه بروز و ظهور می گذارد . به نظر او وسایل ارتباطی سرد شامل آن ابزار یا وسایلی است که موجبات مشارکت بیشتر انسانی را فراهم می سازد . سمینار یا جلسات بحث و گفتگو وسیله ارتباطی سرد تلقی می شوند ( که در جریان آن فقط یک یا چند نفر اندیشه خود را به دیگران منتقل می سازد ، بدون آنکه درصدد پیدای نوعی تبادل فکر بر آیند ) یک وسیله ارتباطی گرم به حساب می آیند و بر اساس همین طرز اندیشه ، مک لوهان رادیو ، سینما و کتاب را در زمرۀ وسایل ارتباطی گرم می خواند در حالی که تلویزیون یک وسیله ارتباطی سرد به شمار می آید . از نظر مک لوهان ، وسیله همان پیام است ، او برای حامل پیام که همان وسبله ارتباطی است تنها رسالت انتقال محض پیام را قائل نیست . به نظرش خود وسیله نیز مظهر و پیام یک عصر است یا آن دنیای دیگر و انسان های دیگر پدید می آید . ده نكته زندگي
ارائه مطلب زير تلاش براي جلوگيري از وقوع اختلافاتي است كه به سبب آن امروزه راهروهاي دادگاه خانواده مملو از جمعيت است . پس به اميد آنكه شما را هرگز در آنجا ملاقات نكنيم توجه شما را به چند نكته انساني كه حاصل بررسي مواد حقوقي و خلاصه مسائلي است كه معمولاً در دادگاه ها با آن روبرو هستيم ، جلب مي كنيم
اگر از گذشت ، صبر و بردباري در خود نشاني داريد به سراغ ازدواج برويد . زماني براي شروع يك زندگي مشترك تصميم بگيريد كه از استقلال و توان كافي خود براي اداره يك خانواده جديد مطمئن هستيد
زماني را براي جاري شدن صيغه عقد مطلوب بدانيد كه از خواست ها و نگرش هاي يكديگر باخبريد و مي دانيد كه هر دو هدفي مشترك را دنبال مي كنيد . براي رسيدن به اين شناخت ، مدتي به يكديگر فرصت دهيد
در اين دنياي بزرگ هيچ دو نفري مانند هم نيستند . تفاوتهاي بارز ميان دو خواهر و يا دو برادر كه هر دو زاده يك مادر و پدر هستند ، خود گوياي اين مسئله است . بنابراين مبناي تفاهم را معيارهاي اصلي و اساسي برگزينيد . توقف و ايستادن بر اصول فرعي يكديگر چندان كمكي به بهبود روابط زناشويي نخواهد كرد.
قبل از ازدواج به مسئله اعتياد به طور جدي بينديشيد و از عدم اعتياد همسرتان به هر گونه مواد مخدر ، اطمينان كامل حاصل كنيد . نگذاريد اميد به ترك كردن و يا ترك دادن سبب شروع يك زندگي پُرمشكل شود
براي داشتن زندگي خوب و توأم با آرامش ، به شيوه زندگي انتخابي خود عشق بورزيد . چشم وهم چشمي ، حسادت و تجمل پرستي ، بار سنگين زندگي هاي امروز را از دوش هيچ زوج جواني بر نداشته است . به راستي كه كم كردن توقعات ، گنجينه اي بزرگ براي ساختن آينده يك زوج جوان است
تجربه بارها و بارها ثابت كرده كه زوجي موفق و سربلند هستند كه در كشاكش زندگي در كنارهم ، يارهم هستند . در كنار هم در شادي ها مي خندند و در سختي و رنج ها با هم به جنگ مشكلات مي روند . اشتباهات يكديگر را مي بخشند و موفقيت هاي يكديگر را جشن مي گيرند ، براستي زن و شوهرهايي كه به جاي در كنار هم بودن ، مقابل يكديگر مي ايستند و زندگي مي كنند ، نه زندگي ، كه نبردي سخت مي كنند
به ياد بسپاريد كه گفتن كلمات محبت آميز، ذكر محسنات يكديگر و يادآوري اينكه همسرتان را دوست مي داريد و به وجودش در كنارتان افتخار مي كنيد ، كلمات يا جملات مختص دوران آشنايي و اوايل ازدواج نيستند . انسانها نياز به شنيدن مهر يكديگر دارند ، آنچه در دل و ذهنتان مي گذرد را صادقانه به زبان آوريد كه خود يكي از عوامل مهم در بقاي زندگي زناشويي است
بد نيست اگر بدانيم استفاده از تجربيات و نظريات ديگران مترادف با دخالت آنها در زندگي زناشويي ما نيست ؛ چه بهتر اگر تجربيات گذشتگانمان را سرمشق كنيم و خود كاشف شادي هاي ديگر باشيم
اگر در برخي مسائل با يكديگر اختلاف نظر داريد هرگز فرزندانتان را از آن مطلع نكنيد . در مقابل فرزند ، پدر و مادر عنصري واحد و جدايي ناپذيرند كه حرفشان و قولشان يكي است
دوستي سرلوحه بهترين نوع رابطه هاست كه نه در شناسنامه و نه در هيچ جاي ديگر ثبت نمي شود ، اما عميق و بي پيرايه است . بهترين والدين همانهايي هستند كه با فرزندانشان دوست و رفيق اند . بهترين زوجها نيز آناني هستند كه قبل از اين كه به يادشان بيايد كه زن و شوهر يكديگرند ، بدانند كه دوست هم هستند . رابطه صميمانه و خالصانه توأم با درك و حفظ احترام همديگر ، شايد يكي ديگر از عوامل مهم تضمين كننده بقاي يك زندگي است
lll
سر و صداها را به آرامش تبديل كنيد
هيچ چيز مانند سر و صداي فرزندان خانواده روزي آرام در خانه را خراب نمي كند . كساني كه اين مورد را تجربه كرده اند ، دقيقاً متوجه منظور ما مي شوند
تمام والدين ، مادربزرگ ها و پدر بزرگ ها ، پرستاران و مراقب هاي كودكان و خلاصه كساني كه در جريان درگيري ها و سر و صداهاي آنها قرار مي گيرند، مي خواهند كه يك بار و براي هميشه آرامش را برقرار كنند. و به همين دليل خود مستقيماً وارد بحث و جدل آنها مي شوند . اما اين امر به دو دليل سبب تشديد درگيري ها مي شود
دخالت خود در آشوب ها ، وضع را از آنچه كه هست بدتر مي كند. مثلاً اگر دو فرزند شما در حال بحث باشند و شما خود را درگير آن بحث نماييد يا خيلي سريع عكس العمل نشان دهيد، نه تنها با مشكل درگيري و بحث هاي آنان ، بلكه با عوارض واكنش هاي خود ( از قبيل فشار خون بالا، افكار منفي ، احساسات آشفته و در هم ) نيز مواجه مي شويد. هنگامي كه وارد درگيري هاي فرزندان خود مي شويد گويا به آنها اعلام جنگ كرده ايد . اين رفتار بحث و درگيري را از كنترل خارج و موجب بزرگ كردن مسائل كوچك مي شود
هنگامي كه وارد بحث ها و درگيري ها مي شويد ، در واقع مشوق آن به نظر مي رسيد و با ارائه الگويي سست ، پيامي اشتباه را به فرزندان خود منتقل مي كنيد. در مجموع وقتي با رفتار خود چيزي خلاف آرامش را نشان مي دهيد چگونه مي توانيد از آنان تقاضا كنيد كه " آرامش " را برقرار كنند؟ در اين گونه موارد واكنش شما ، آنان را ترغيب مي كند كه در اين درگيري شما را وارد جبهه خود ( عليه جبهه مقابل ) نمايند. درگيري هاي دروني و عكس العمل هاي شما آتش اين جنجال ها را شعله ورتر مي سازد
راهكار
اگر به عنوان وظيفه اين جنجال و درگيري را به آرامش تبديل كنيد، در واقع آتش آن را خاموش كرده ايد . در حقيقت رابطه اي ميان بي طرف ماندن و ايجاد آرامش از سويي ، و قدرت تحمل درگيري ديگران را داشتن از سوي ديگر ، وجود دارد
بديهي است كه بارها يا خواسته ايد يا مجبور بوده ايد در اين مسابقات روزمره ي سروصداها و درگيري ها دخالت كنيد تا آنان را به اتحاد و يگانگي ، راهنمايي و غائله را به صلح ختم نماييد. اين موردي است كه بيشتر اوقات پيش مي آيد ، به همين دليل ابتدا بايد ( به جاي پافشاري بر اين امر كه زندگي بايد به كام ما باشد ) بپذيريم كه اين امر مي تواند راهي به سوي زندگي آرام تر باشد. وقتي كه سر و صداها را به صلح تبديل مي كنيد ، در واقع در چنين شرايطي ، الگويي براي عدم شركت در درگيري ها و عدم بروز عكس العمل به حساب مي آييد . اگر بتوانيد قدري از درگيري هاي فرزندان دور بمانيد و با آن كنار بياييد ، آنها خيلي سريع اين روش را خواهند آموخت
lll
نکاتی سودمند درباره
تغذيه و بهداشت روانی در ايام امتحانات و آزمونها
ايام برگزاری امتحانات و حتی مدتی قبل از آن ، شور و هيجان خاصی جوانان و نوجوان را فرا می گيرد . همين موضوع گاهی موجب تغييراتی در تغذيه ، خواب و بهداشت آنها می شود . از طرف ديگر اين سؤال برای آنها و خانواده ها يشان مطرح مي شود که مناسب ترين شيوه تغذيه و بهترين نحوه برخورد با آنان چگونه است ؟
در اينجا به صورت مختصر ، اما کاربردی مطالبی را بيان می کنيم که هم برای خانواده ها و هم برای فرزندان آنها خواهد بود
اضطراب در ايام امتحان و آزمون
نگرانی هاي دانش آموزان در ايام امتحانات ، گاهی با فشار خانواده ها بيشتر می شود ، در حاليکه بايد با اين مساله خيلی عاقلانه و منطقی برخورد کرد
دانش آموز بايد در طول سال ، درس بخواند تا در ايام نزديک به امتحان ، مجبور نشود با بيخوابی و نگرانی و در شرايط روحی نامطلوب بيش از حد توان خود فعاليت کند . کم خوابی های شب امتحان ، سبب خستگی زود هنگام ، کاهش بازده ، فراموشی ، افزايش نا آرامی و اشتباه در جلسه امتحان می شود
اگر توجه داشته باشيم که استعداد همه افراد يکسان نيست ، دانش آموز را به خاطر آنکه نمره امتحانی اش از نمره دانش آموز ديگری کمتر شده ، ملامت نخواهيم کرد بلکه به عکس به خاطر وظيفه شناسی او برای درس خواندن و انجام تکاليفش احساس رضايت و امتنان خواهيم داشت
هر امتحان ، در واقع آزمونی است که به صورت مسابقه برگزار می شود. بنابراين موفقيت در کنکور يا ساير امتحانات فقط به ميزان فعاليت داوطلب ارتباط ندارد بلکه به فعاليت داوطلبان ديگر و استعدادهای آنها نيز ارتباط دارد. لذا به هيچ عنوان منطقی نيست که خانواده ها روی فرزندان خود فشار روحی بي جا وارد کنند و آنها را گرفتار نگرانيهای مضاعف و آزار دهنده نمايند
به طور خلاصه وظيفه دانش آموز يا داوطلب کنکور ، درس خواندن ، تلاش کردن و جديت است ؛ اما اگر وظيفه خود را به خوبی انجام داده اما نتيجه امتحان يا کنکور باب ميل او نيست ، نبايد اين موضوع وسيله ای برای سرزنش او قرار گيرد
توکل و تواکل
" توکل " نشانه ايمان ، منطق و انديشه درست است، اما " تواکل " حرکتی نا مطلوب ، بی فايده و زيان بخش است. توکل اين است که انسان در جايگاه بنده خدا ، وظايف خود را خوب و کامل انجام دهد اما کار خدايی را به خدا واگذار کند ، ولی تواکل يعنی کار خود را درست انجام ندادن و آن را به عهده ديگری ( حتی به عهده خدا ) واگذار کردن
استفاده ای که از اين مطلب می شود اين است که در زمينه درس خواندن ، امتحان دادن يا شرکت در آزمون ، بايد روح توکل بر انسان حاکم باشد نه روح تواکل. در اين صورت فرزندان در انجام وظيفه و تلاش علمی خود کوتاهی نمی کنند ، از خداوند برای موفقيت خود کمک می خواهند و با آرامش خاطر در امتحان يا کنکور شرکت می نمايند
غرور موفقيت
به همان دلايلی که اشاره شد هيچگاه موفقيت در امتحانات يا کنکور نبايد سبب غرور کسی شود ، بلکه به جای غرور بايد شکرگزاری کرد
به خصوص اينکه شکل کنکوردر زمان ما به گونه ای نيست که عمق و وسعت معلومات را نشان دهد ، بلکه نقش سرعت عمل و مهارت های ويژه در تست زدن شايد اهميت زيادتری داشته باشد
اگر در کنار موفقيت در امتحانات و کنکورها ، به اين نکته فکر کنيم که اين ، تنها ما نبوديم که چنين توفيقی را در سايه تلاش و دانش خود به دست آورديم ، بلکه عوامل متعددی به ما کمک کرده اند يا اگر آن ها که چنين توفيقی را بدست نياورده اند ، به جای ما بودند و از امکانات ( مثل محيط آموزشی ، نقش خانواده، استعداد فردی و غيره ) ما برخوردار بودند شايد بيش از ما توفيق حاصل می کردند . دراين صورت چه جايي برای غرور است؟ بلکه تنها جای شکرگزاری و حمد پروردگار می باشد
lll
شکيبايي را بياموزيد
شکيبايي در فرهنگ ما صفت مشخص پرورش يافته اي نيست. ما حتي نسبت به شکيبايي هم بي حوصله مي شويم. ما کردار و پاسخ را همين حالا مي خواهيم. مي خواهيم بي درنگ زندگيمان تغيير کند. شهرت را همين حالا مي خواهيم. اين حقيقت را نديده مي گيريم که اگر خواهان عمل صحيح، پاسخهاي درست و تغيير دايم هستيم، بايستي صبر کنيم. چيزهايي از قبيل تجزيه و تحليل دقيق، ملاحظات انديشمندانه و مشاوره آرام، زمان مي خواهد
اين امر به ويژه در مورد عشق صادق است. ما دوستان کامل همرا ه با روابط دلخواه و در اسرع وقت مي خواهيم و اگر اين اميد بي درنگ برآورده نشود، بدون اينکه توجهي به زمان، تحمل و استقامت داشته باشيم آماده ترک روابط مي گرديم. شکيبايي مستلزم اشتياق ، تحمل رنج، حوصله و مداومت در روزگار سختي است که پاداش آن در استحکام تعهدات ، صبر است. صبر اساس کيفيت هميشگي شدن روابط است
lll
رنجشهاي کوچک ، همچون طاعوني عشق را نابود مي سازد
اتفاقات بزرگ به ندرت مانعي در سر راه عشق مي شوند , مسايل کوچک و بي اهميت ، بيشترين ضربه را مي زنند . زن دوست دارد خمير دندان را از وسط فشار دهد ، مرد آدم مرتبي است مي خواهد خمير دندان را از ته فشار بدهد و مصرف کند . هر چند اين عمل کمي آزار دهنده است ، ولي نبايد آن را تهديدي جدي براي روابط خانوادگي دانست
مرد هنگامي که از محل کار به منزل بر مي گردد ، دوست دارد لباسهايش را روي صندلي بيندازد و زن از او مي خواهد که آنها را آويزان کند و منظم باشد . زن دوست دارد برنامه منظمي داشته باشد ، شبهاي خاصي مهماني بروند و فقط آخر هفته مهمان بيايد ، اما مرد دوست دارد هر وقت دلش خواست بيرون برود و هيشه آماده پذيرايي از مهمانها باشد. مرد دوست دارد ، تعطيلاتش را هر سال در همان جاي قبلي بگذراند و زن مي خواهد مکانهاي تازه اي ببيند و اتفاقات متفاوتي را شاهد باشد
هيچ يک از اين اختلافات نمي تواند اساس به هم ريختن يک رابطه شود ، اما جالب توجه است بگوييم که اين مسائل کوچک تا چه اندازه تشديد کننده است و مي تواند در نهايت به اختلافاتي چاره ناپذير تبديل شود
جالب اينجاست ، که هميشه دو نفر با تمام نيرو براي غلبه بر مشکلات اصلي تلاش مي کنند ، ولي سرانجام مشکلات کوچک آنان را مغلوب مي سازد ؛ چيزهاي بي اهميتي که فرصت وخيم تر شدن يافته است
عاقلانه است ، هرچند يک بار خانه دل را از مسائل پيش پا افتاده و کوچک که اگر متوجه نباشيم به اژدهايي آتشين تبديل خواهد شد پاکسازي کنيم
هنر برقراري ارتباط
چگونه با برقراري ارتباط بين فردي به پيشرفت خود كمك كنيم؟
رسيدن به مقصود بوسيله ارتباطات غير كلامي
بخش عمده اي از پيام هايي كه شما به ديگران منتقل مي كنيد برخاسته از سرنخ هاي غير كلامي است، يعني جنبه هايي از حالات بدني و ژست هاي شما، رفتار ظاهر و نگرش هايتان كه حتي شايد از وجود آنها بي خبريد.
اين رابطه هاي غير كلامي عبارتند از:
زبان بدن
نحوة نشستن، ايستادن و راه رفتن
نحوة استفاده از دستانتان
ظاهر
نحوة پوشش
نحوة آرايش مو و صورت و غيره
نگرش
اطمينان به خود
احساسات
پژوهشي در دانشگاه استانفورد نشان مي دهد، به هنگام صحبت با شخص يا گروهي پيام ما نه از طريق آنچه مي گوئيم، بلكه بيشتر از طريق چگونگي گفتن ما منتقل مي شود. همين مطالعه حاكي است كه ادراك شنونده از موارد زير تاثير مي پذيرد:
7% توسط واژه هاي شما
38% توسط آهنگ صداي شما
55% توسط زبان بدن شما
اين بدين معني نيست كه واژه ها بياهميتاند بلكه تنها به اين موضوع اشاره دارد كه هر چه به ارتباطات غيركلامي خود در حين صحبت بيشتر دقت كنيد، در انتقال مطلب مورد نظرتان موفق تر هستيد. اگر امرار معاش شما مستلزم تعاملات انساني است، (هر چند در عصر سيبرنتيك نمي توانيم از تماس هاي چهره به چهره با همنوعان خود اجتناب ورزيم)، در صورتي كه از تاثير خود بر مردم آگاه باشيد؛ با موفقيت بيشتري به هدف هايتان دست مي يابيد.
مهم ترين بخش جريان ارتباطي غير كلامي كه بخش ناآشكار آن است نگرشهايتان مي باشد.
شايد شما صاحب فكري درخشان، شيوايي كلام، حالات و ژست هاي عالي زبان، بدن و ظاهري خوشايند باشيد؛ ولي نگرشي منفي ابراز داريد. در اين صورت، احتمال لوث شدن پيام مورد نظرتان بالاست.
به افرادي كه تا به حال ملاقات كرده ايد و احساستان نسبت به آن ها بينديشيد. ما انسان ها نسبت به نگرش بي نهايت حساس هستيم. ما احساس دروني افراد را نسبت به خودشان حس مي كنيم. ما به طور شهودي سطح اطمينان به خود و اعتماد به نفس آن ها را در مي يابيم و عمدتاً واكنش هايمان را نسبت بدان ها بر اين اساس پي ريزي مي كنيم، خواه آن ها نگرشي منفي و خواه مثبت از خود بروز دهند. بازيگران نمايش بايد بسيار بكوشند تا در برابر تماشاچيان به چنين مهارتي دست يابند. در مورد سايرين نيز وضع به همين منوال است. كار سهل و ساده اي نيست! از خصلت هاي آدمي است كه به خويشتن واقع بينانه نمي نگرد. اغلب، نمي دانيم چرا موفق نيستيم.
در سطور زير روشي ارائه شده كه به تقويت مهارت هاي ارتباط غير كلامي تان كمك مي كند. در حد امكان سعي كنيد دوربيني تهيه و از يكي از دوستان خود بخواهيد تا شما را همه جا دنبال كند و از شما در موفقيت هاي مختلف فيلم ويديوئي تهيه كند به ويژه هنگام صحبت با ديگري، يا به هنگام خطاب قرار دادن گروهي، منتهاي تلاش خود را بكنيد تا آن ها را ناديده بگيريد؛ سبك طبيعي حرف زدنتان را تصحيح نكنيد. سپس نوار فيلم تهيه شده را تجزيه و تحليل كنيد. ممكن است نتايج دردناك باشد ولي سعي كنيد خود را واقع بينانه ارزيابي كنيد. نوار ويدئو را به دوستان و همكارانتان بدهيد و از آن ها بخواهيد صادقانه و بي هيچ ملاحظه اي شما را نقد كنند و در مقياس ده نمره اي از يك تا ده به رابطه غير كلامي خودتان نمره بدهيد:
· آهنگ صدا
· ظاهر
· زبان بدن
· استفاده از دست ها
· حالات بدن و ژست ها
· نگرش
با مشاهده مجدد فيلم متوجه خواهيد شد كه شما در نظر ديگران چگونه ايد و بايد روي چه نكاتي كار كنيد. به هنگام مقايسه ارزيابي خود با ارزيابي ديگران از شما كاملاً به تفاوت هاي بين آن دو دقت كنيد. اگر بيش از حد بر خودتان سخت يا آسان مي گيريد، نشانه آن است كه بايد روي نگرش خود كار كنيد.
تاييد خود عنصر ضروري موفقيت محسوب مي شود ولي خود فريبي يقيناً راهي است به سوي شكست.
شما ابتدا بايد عادت هاي مشهود بد و نامناسب را، پيش از تغييرشان شناسايي كنيد. تلاش كنيد نقاط ضعف خود را بهبود بخشيد، دلسرد نشويد همه ما اشكالاتي داريم!
به چند نكته مهم در هنگام تمركز توجه داشته باشيد:
حالات بدني: صاف بنشينيد، قوز نكنيد.
با حالات بدني و ژست هاي غير ضروري، حواس تان را پرت نكنيد.
در موقع مناسب لبخند بزنيد.
طبيعي باشيد
وول نخوريد
بياموزيد تا از طريق بيان چهره و زبان بدن خوشايند به گرمي با ديگران ارتباط برقرار كنيد.از ديگر تمرينهاي سودمند آن است كه دفترچه اي از عكسهاي مجلات و نشريات، از انواع تصويرهايي كه شما مايليد شبيه آن ها باشيد تهيه كنيد و به هنگام برقراري ارتباط با ديگران، آن ها را در ذهن تان مجسم كنيد.اين تمرين را با فني كه پيشتر بدان اشاره شد و بر اهميت يادگيريِ گوش دادن تاكيد دارد، تلفيق كنيد. شكل دادن تصويرتان فرايندي پيش رونده است، بنابراين به ضبط شنيداري و ويدئويي خودتان ادامه دهيد و هر گاه «نمره» ارزيابي شما افزايش يافت، تمرين را قطع كنيد. در ضمن آماده دريافت نتايج جالب هم باشيد.