تعریف و اهداف راهنمایی و مشاوره
تعریف و اهداف راهنمایی و مشاوره
تعریف راهنمایی :
دامنه تعریف و مفهوم راهنمای گسترده است و در تبیین مفهوم راهنمایی و سیر تحولی آن می توان به این موارد اشاره کرد.
1. راهنمایی به معنای تعلیم و تربیت. بروور راهنمایی را مترادف تعلیم و تربیت می دانست. به نظر او راهنمایی وتعلیم وتربیت به هدایت زندگی افراد می پردازد و در فهم، سازمان دادن، توسعه و رشد خویشتن و همکاری متقابل به آنان کمک می کند ( شرتزر واستون، 1976).
2. راهنمایی به معنای هدایت فرد به زمینه مناسب تحصیلی و شغلی و سازگاری با محیط اجتماعی. راهنمایی در این معنا فرایندی برای هدایت و سازگاری فرد است. راهنمایی به افراد کمک می کند تا با توجه به توانمندیهای خویش از فرصتهای مناسب تحصیلی و حرفه ای استفاده و رشته و شغل مورد علافه خود را انتخاب کنند. بر این اساس کاتز (1966) معتقد بود که راهنمایی نوعی مداخله در انتخابهاست و به مراجع کمک می کند تا از فرصتهای موجود تحصیلی و شغلی یکی را برگزیند. همچنین راهنمایی به سازگاری افراد بامحیط کمک می کند تا بتوانند به تقاضاهای متنوع محیطی پاسخ مناسبی دهند.
3. راهنمای به معنای کمک به فرد برای شناخت خود و جهان اطراف. تراکسلر (1957) راهنمایی را کمک به فرد می دانست تا تواناییها، علایق و ویژگیهای خود را بشناسد و هنگام مواجهه با تقاضاهای محیطی از انعطاف پذیری لازم برخوردار باشد و بتواند هدفهای زندگی خود را مشخص کند و بین آنها و ویژگیهای شناخته شده خویشتن ارتباط بر فرار نماید و به خود رهبری برسد و عضوی مؤثر برای جامعه خود باشد. آرباکل (1965) در بیان راهنمایی به عنوان یک سازه تربیتی معتقد است که راهنمایی اشاره به تدارک تجربیاتی دارد که به دانش آموزان در فهم خویشتن کمک می کند. به نظر شرتزر و استون (1976) راهنمایی فرایندی برای کمک به فرد است تا خود و جهان خویش را درک کند.
انواع راهنمایي
راهنمایی را از دید گاه های مختلف به انواع متفاوت تقسیم می کنند
چنانچه موضوع راهنمایی مورد نظر باشد به سه نوع تحصیلی, حرفه ای و شخصی و در صورتیکه روش اجرا از نظر اینکهرا هنمایی متوجه یک فرد باشد یا یک گره,ملاک تقسیم قرار گیرند.
راهنمایی به دو نوع فردی و گروهی تقسیم می شوند:
راهنمایی تحصیلی
در راهنمایی تحصیلی به دانش آموزدر انتخاب رشته تحصیلی,مواد درسی و یا حل مشکلات تحصیلی کمک می شود.
با توجه به تعریف فوق را هنمایی تحصیلی در موارد زیر اعمال می شود:
کمک به دانش آموزانی که کمتر از استعداد خود کار می گیرند.
کمک به دانش آموزان پیشرفته ذهنی ویا عقب مانده تحصیلی به نحوی که هردو گره تا حد اکثر ظرفیت خود پشرفت کنند.
راهنمایی دانش آموزان در آموزش و کسب عادات صحیح مطالعه. 1
2. های دادن اطلاعات لازم به دانش آموزان در زمینه های مواد درسی انتخابی در مکاتب و رشته. تحصیلی در مقاطع مختلف تحصیلی.
3. دادن اطلاعات به دانش آموزان در مورد مقررات تحصیلی.
4. اشنا ساختن دانش آموزان با ارطبات بین مواد درسی و رشته های تحصیلی بعدی.
5. اشنا ساختن دانش آموزان به ارتباط بین رشته های تحصیلی و مشاغل.
کمک به دانش آموز در ارزیابی صحیح علایق" استعداد ها و توانایی های به منظور طرح ریزی های
تحصیلی.
کشف حل مشکلات و مسایل تحصیلی دانش آموزان و کمک به آنان در رفع آنها.
کمک به معلمان در انظباط روشهای تدریس آنان با نیاز مندی ها و استعداد های فردی.
راهنمایی حرفه ای:
راهنمایی حرفه ای عبارت است از کمک به فرد در انتخاب شغلی متناسب با استعداد به علایق و تجربیات او بوده نیاز های او را ارضا کندو موجب بهبود وضع جامعه گردد.
اساس راهنمایی حرفه ای بر این اصل مبتنی است که علایق و استعداد های فرد از یک سو و خصوصیات مشاغل از سوی دیگر مورد بررسی تجزه و تحلیل قرار می کیرد .در این برسی از طریق اظهار نظر صا حبان مشاغل ,مشخص می شود که هر حرفه چه توانایی ها را ایجاب و جه نیازها را ارضا میکند .نوا نایی ها و نیاز های فردی با توانایی ها مواد لازم مشاغل و نیاز های ار ضا شده وسیله آنها منطبق و جهت مناسب به دانش آموز ارایه می شود.
نمونه از فعالیت هایی که در راهنمایی حرفه ای انجام می گیرد به شرح زیر است:
دادن اطلاعات به دانش آموزاندر مورد خصوصیات مشاغل موجود در جامعه از طریق باز دید ها,کنفرانسها,مطالعه نشریات ,فلم ها ,جلسات مشاوره ای و غیره.
ایجاد فرصت ها برای دانش آموزانبرای کسب تجربیات در با ره مشاغل.
تشویق دانش آموزان به این کهاوقات فراغت خود رااز کار های ذوقی مربوط به مشاغل صرف نمایند.
تشکیل نمایشگا از کارهای دانش آموزان در امور فنی و حرفه ای به منظور جلب علایق آنان به مشاغل.
کمک به دانش آموزان در ارزیابی علایق استعدادها ی خود در زمینه های مختلف حر فه ای به طوریکه ملاحظه می شود در راهنمایی تحصیلی و شغلی خدمات اطلاعاتی اهمیت بسزای دارد و باید با نیاز مندی ها ی وسیع و با استفاده از کلیه امکانات در زمینه های مختلف تحصیلی و شغلی اطلاعات لازم در اختیار دانش آموزان گذاشته شود.
راهنمایی شخصی:
راهنمایی شخصی به فرد در مشکلات عاطفی,سازش روانی و اجتماعی کمک می شود. اگر مشکلات مرضی و غیر عادی باشدوظیفه مشاور فقط راجع کردن این مواردبه روان پزشکان روان شناسان و یا متخصصان دیگر است . ولی اگر مشکلات عادی باشد با استفاده از فنون و تکنیک های مشاوره که بعدابیان خواهد شدبرای رفع آنها به دانش آموزان کمک خواهد کرد.
همیشه راهنمایی شخصی به این سهولت انجام نمی گیردو اغلب کمک به دانش آموزدر این زمینه مستلزم دانش اطلاعات شخصی و فنی است .دانش آموزان گوشه گیر و تنها دانش آموزان طرد شده , دانش آموزان که به علت شرایط نامساعد خانواده از قبیل نداشتن پدر ومادر,داشتن پدر ومادر سختگیر ویا مسایل اقتصادی و سر انجام دانش آموزانی که به نوعی نتوانسه اند خودرا خویشتن ,دیگران ومحیط ساز گار کنند نیاز به کمک دارند کمک به این نوع دانش آموزان که دارای مسایل عاطفی ، سازشی وروانی می باشند در حوزه راهنمایی شخصی قرار میگیرد.
درمشاوره اجتماعی ،مشاور در مورد مسایل ومشکلات اجتماعی نظیر از دواج ها راهنمایی پسران ودختران در معاشرتها و امور اجتماعی دیگر به دانش آموزان یاری می کنند.
عده از دانشمندان راهنمایی را در مکتب به راهنمایی حرفه یی و تحصیلی محدود کرده اند وراهنمایی شخصی را به علت وقت گرفتن زیاد و کمبود مشاور ضروری نمی دانند ولی باید گفت که مسایل شخصی از مسایل حرفه ایی و تحصیلی تفکیک پزیر نیستند .ثانیِا جنبه های شخصی انتخاب شغلی و تحصیلی بسیار مهم میباشند ومشاور نمی تواند خودرا خودرا به جنبه های عقلی انتخاب حرفه محدود کند.
پاره ازفعا لیت های که در زمینه راهنمایی شخصی میتوان انجام داد به شرح زیر است:
· آشنا كردن شاگردان با مقررات و محيط مكتب
· تشكيل جلسات سرگرمي و گردش براي دانش آموزان
· پیدا کردن دانش آموزان که به نوعی دارای مسایل و مشکلات شخصی می باشند .
· سعی در کشف علل نا سازگاری ها و یا مسایل و مشکلات عاطفی و روانی دیگر به منظور کمک به دانش آموزدر رفع آنها.
· شرکت دادن دانش آموزان در اداره قسمت از امور مکتب.
· تشویق دانش آموزان به شرکت در فعالیت های مکمل برنامه و کار های گروهی به منظور رفع پاره از مشکلات سازشی وروانی آنان.
· و سرانجام کاربرد فنون مختلف مشاوره و راهنمایی در کمک به دانش آموزانی که مشکلات و مسایل مشخص دارند.
لازم به ذکر است انواع راهنمایی قطعی و تفکیک پزیرنیستند و نباید درعمل جداگانه مورد اجرا درآید ، امکان چنین تفکیکی وجود ندارد و این تقسیم بندی صرفآ به منظور سهولت مطالع انجام می گیرد ،زیرا مسایل شخصی در امور تحصیلی و موفقیت شغلی و بر عکس مشکلات تحصیلی و شغلی در امور شخصی و سازگاری مؤثر میباشند ومسایل تحصیلی وشغلی نیز در یک دیگر اثر متقابل دارند .بنا بر این انواع راهنمایی درهم آمیخته ومعمولآ باهم انجام می شوند.
راهنمایی فردی: به طوری که گفته شد از نظر اینکه راهنمایی در مورد یک فرد اعمال گردد با یک گروه آن را به دو نوع راهنمایی فردی وگروهی تقسیم می کنند.بنا بر این هر یک از انواع راهنمایی(تحصیلی،شغلی،وشخصی)می تواند یکی از دو صورت فردی یا گروهی انجام گیرد.یا اینکه دربعضی مواردانجام راهنمایی گروهی را به راهنمایی فردی ترجیع می دهند ولی به دلایل زیر راهنمایی گروهی نمی تواند جانشین راهنمایی فردی شود:
· عدم قدرت عده از دانش آموزان در شرکت فعال در گروه.
· عدم استفاده کامل از کمک های مشاوربه علت تقسیم فعالیت وی در بین اعضای گروه.
· عدم فرصت کافی برای فرد در مورد تجزیه وتحلیل مسایل و مشکلات شخصی.
· عدم امکان بحث در مورد مسایل خصوصی.
لازم به تذکر است که برای تشخیص مشکلات وعلایق مشابه افراد به منظور انجام مشاوره گروهی،مشاوره فردی باید مقدم بر مشاوره گروهی انجام گیرد.
راهنمایی گروهی: در مواردیکه دانش آموزان دارای مشکلات یا رغبت های مشابه می باشند ویا به اطلاعاتی در زمینه امور تحصیلی ،شغلی ومقررات آموزشگاهی محیط مکتب و نظایر آنها احتیاج دارند ،به جای یک نفر تعدادی از دانش آموزان همزمان از خدمات راهنمایی استفاده می کنند .این نوع راهنمایی که از نظر اجرایی در یک زمان متوجه یک گروه می باشد "در راهنمایی گروهی"نامیده می شود.
یکی از فعالیت های که دراین زمینه می توان انجام داد،آن است که با طرح یک یک مورد واقعی که حتی الامکان مشکل عمومی گروه باشد از گروه خواسته شود علل و راه های رفع مشکل مطرح شده را ارایه کند .این موضوع موجب خواهد شد تا دانش آموزان در باره مشکل خود به تفکر وادار گردند .کمک همزمان به امرادی که دارای مشکلات مشابه می باشند در زمره فعالیت های مشاوره گروهی منظوری شود.
به طوریکه ملاحظه می شود کار برد راهنمایی گروهی ،باعث صرفه جویی در وقت و هزینه بوده و موجب می شود که دانش آموزان از امکانات محدود حد اکثر استفاده را بکنند.
تعریف مشاوره
مشاوره با افراد بهنجار سروکار دارد. هرگاه فرد در جریان رشد، سازگاری، تصمییم گیری، تعامل اجتماعی و موقعیتهای تحصیلی، شغلی و خانوادگی با مشکلی روبه رو شود از خدمات مشاوره ای استفاده می کند. ماهیت مشاوره و دامنه آن را می توان در این تعاریف مشاهده کرد.
1. مشاوره به معنای تسهیل رشد. مشاوره در این معنا فرایندی است که به فرد کمک می کند تا بر موانع رشد فایق آید و از فرصتهای تربیتی و اجتماعی برای رسیدن به مراحل بعدی رشداستفاده کند (بلاکر، 1974). به نظر بلکهام (1977) مشاوره رابطه منحصر به فردی است که در آن به افراد فرصتهای مناسبی برای احساس کردن، تجربه کردن، یاد گرفتن، فکر کردن و تغییر کردن داده می شود. شرتزرو استون (1980) مشاوره را فرایند دو جانبه ای می دانند که شناخت با معنای مراجع از خود و محیط را تسهیل می کند و موجب شناخت و کشف اهداف و ارزشهای مربوط به آینده می شود.
2. مشاوره به معنای کمک به سازگاری. بلاکر (1974) به نقش سازگاری مشاوره اشاره می کند. به نظر وی، در رابطه مشاوره ای به فرد کمک می شود تا مجموعه رفتار های مورد نیاز را کسب کند و بتواند با تقاضاها و انتظاراتی که از نقشهای تازه ناشی می گردد سازگار شود.
3. مشاوره به معنای کمک به تصمیم گیری. گیبسون و میشل (1377) مشاوره را نوعی رابطه یاورانه بین مشاور و مراجع می دانند که بر نیاز مراجع به رشد، سازگاری، تصمیم گیری و حل مشکل تکیه دارد. مشاوره را می توان رابطه ای تخصصی بین مشاوری کار آزموده و مراجع دانست که در آن به مراجع کمک می شود تا از طریق انتخاب راه حلهای با معنا و سنجیده و از طریق حل مشکلات عاطفی و تبادلی به اهداف مورد نظر خویش برسد ( جرج کریستیانی، 1990).
4. مشاوره به معنای کمک به بهبود روابط اجتماعی و خانوادگی. پاترسون (1967) مشاوره را فرایندی برای کمک به افراد می دانست تا راه حلی برای مشکل تصمیم گیری، حالات هیجانی و روابط خود بیابند. بلاکر ( 1974) مشاوره را کمک به فرد برای آگاهی بیشتر از خویشتن و راههای برخورد باعوامل محیط می دانست. مشاوره در این معنا به فرد کمک می کند تا برای رفتارهای خود معنایی بیابد و اهداف ارزشهای را برای رفتار آینده خود در نظر گیرد.
5. مشاوره به معنای کمک به تغییر رفتار مراجع. مشاوره یک رابطه دوجانبه است که در آن مراجع مشکلات رفتاری خود را که به تنهایی قادر به حل آنها نیست برای مشاوری با صلاحیت و دارای تجربه علمی و عملی مطرح می سازد و از او کمک می گیرد تا راه حلی برای آنها بیابد.
پاترسون (1967) در بیان مفهوم مشاوره می گوید:
1) مشاوره بر تغییر ارادی رفتار مراجع تأکید دارد.
2) مشاوره به تأمین شرایطی می پردازد که این تغییر ارادی را تسهیل کند.
3) در مشاوره همانند تمام روابط محدودیتهایی بر مراجع تحمیل می شود.
4) شرایطی که باعث تغییر رفتار مراجع می شود ازطریق مصاحبه انجام می گیرد.
5) گوش دادن در مشاوره وجود دارد ولی همۀ مشاوره گوش دادن نیست.
6) مشاور مراجع را درک می کند و
7) مشاوره به صورت خصوصی انجام می شود و مباحث آن محرمانه است.
حدود راهنمایی و مشاوره
در سالهای اولیه از کلمه مشاوره به ندرت استفاده می شد و فعالیتهایی که برای کمک به دانش آموزان برای تصمیم گیری تحصیلی و شغلی انجام می گرفت راهنمایی نامیده می شد. پاترسون (1967) کاربرد کلمه راهنمایی را به تنهایی کافی نمی دانست و ترکیبی از دو کلمه راهنمایی و مشاوره را برای خدمات تخصصی در این زمینه پیشنهاد کرد. به نظر شرتزر و استون ( 1976) راهنمایی شامل مجموعه ای از فعالیتها و خدماتی می شد که به دانش آموزان برای طرح ریزی مناسب و رسیدن به سازگاری رضایتبخش در زندگی کمک می کرد. در این دیدگاه مشاوره یکی از خدمات راهنمایی بود. از نظر گیبسون میشل (1999) مشاوره شامل خدمات ارزیابی، مشاوره فردی، گروهی، خانوادگی، اطلاع رسانی تحصیلی و شغلی و کمک به رشد حرفه ای مراجعان است. پالمر (1997) دامنۀ فعالیتهای مشاوره را به مشاوره فردی، خانودگی و گروهی، مشاوره در تعلیم و تربیت و در آموزش عالی، یعنی مشاوره تحصیلی، حرفه ای و روحانی گسترش داده و مدعی است که مشاوره تمام سطوح راهنمایی را شامل می شود.
با توجه به دو دیدگاه بالا که یکی مشاوره را جزئی از راهنمایی و دیگری راهنمایی را جزئی از مشاوره می داند می توان نتیجه گرفت که راهنمایی و مشاوره با یکدیگر همپوشی دارد. راهنمایی و مشاوره در خدمت به یک فرایند و برای کمک به رشد، سازگاری، تصمیم گیری و حل مسأله است. این دو در مقابل هم قرار ندارند و هر دو به تسهیل رشد، شکوفایی استعداد ها و کشف راه حل برای مشکلات تحصیلی، شغلی و خانوادگی کمک می کند.
حدود مشاوره و روان درمانی
درتمایز مشاوره و روان درمانی می توان گفت که مشاوره به حل مشکلات رفتاری در افراد عادی کمک می کند و هدف پیشگیرانه، تربیتی و تسهیل رشد دارد؛ در حالی که روان درمانی به آن دسته از مشکلات رفتاری می پردازد که جنبه مرضی دارد و هدف آن بیشتر درمانی، سازگارانه و جبران کننده است ( بلاکر، 1974). برخی مشاوره را برای تسهیل رشد و روان درمانی را برای بر طرف کردن تعارضهای شخصیتی دانسته اند ( شر تزر استون، 1980). درعمل، مشاوره و روان درمانی در اهداف، روش کار و نظریه های مورد استفاده تفاوت ندارند. تفاوتهای بین مشاوره و روان درمانی را می توان در این موارد دانست ( ولف، 1997):
1. روان درمانی عمدتاً درموقعیت های درمانی و پزشکی صورت میگیرد، درصورتیکه مشاوره بیشتر درموسسات تربیتی و حرفه ای انجام می پذیرد.
2. روان درمانی یک فرایند بلند مدت است، درصورتیکه مشاوره درکوتاه مدت هم عملی است.
3. روان درمانی به تغییر در شخصیت فرد می پردازد، درصورتیکه مشاوره به فرد کمک میکند تا از توانمندی ها ی خود برای سازگاری با محیط استفاده کند.
4. روان درمانی به تبحردر تحلیل فرد همراه با مهارتهای تشخیصی روانکاوانه نیازمند است، در صورتیکه مشاوره تبحر فرد برای تعیین اهداف است و بر مهارتهای انسان گرایانه مبتنی است.
5. رون درمانی با افرادی کار می کند که آسیب روانی دارند، درصورتیکه مشاوره با افرادی سروکار دارد که مشکلات موقعیتی در زندگی یا مشکلاتی در یکی از مراحل رشد خود دارند.
حدود مشاوره و مشورت
مشاوره یک رابطه یاورانه چهره به چهره است که در آن مراجع حضور دارد و با طرح مشکلات رفتاری خود از تجربه مشاور برای حل مشکلش کمک گیرد؛ در حالیکه در مشورت، خود مراجع حضور ندارد. مشورت عبارت است از: فرایند کمک به مراجع از طریق شخص دیگر یا کمک به یک سازمان برای بهسازی خدماتی که در آنجا عرضه میشود (گیبسون و میشل،1377)، والدین، مربیان، مدیران و صاحبان صنایع و مشاغل می توانند به مشورت با مشاور بپردازند و از دیدگاه نظری و تجربه علمی او برای اصلاح رفتار فرزندان، بهبود روابط در سازمان و تنظیم برنامه ها و کارآمد کردن نظام اداری و افزایش کارایی کارکنان استفاده کنند.
اهداف راهنمایی و مشاوره
اهداف راهنمایی و مشاوره را می توان به این صورت بیان کرد(شرتزر و استون،1980؛ جرج و کریستیانی، 1990؛ پالمر، 1997):
1. تسهیل تغییر در رفتار مراجع. از دیدگاه همه نظریه پردازان، هدف راهنمایی و مشاوره تغییر رفتار مراجع است تا او بتواند کارآمد تر عمل کند. راجرز(1961) تغییر رفتار را نتیجه ضروری فرایند مشاوره می دانست. تغییر رفتار به عنوان هدف، شامل تصحیح پاسخ ها نسبت به تعارضهای درونی، اصلاح نگرش ها نسبت به مردم و خویشتن می شود. درین صورت مراجع می تواند از اضطراب خود بکاهد، خود را بپذیرد و نگرش مثبت به خود و دیگران داشته باشد.
2. توسعه مهارت های سازگارانه در مرارجع. هر فردی در فرایند رشد خود با مشکلا ت سازگاری مواجه است. بسیاری از افراد فرصت های مناسب برای کسب مهارت های لازم برای سازگاری با محیط را نداشته اند. مطمناً نا هماهنگی در رفتاری والدین و همسالان باعث می شود تا کودکان نتوانند رفتاری مناسبی را برای برخورد مؤثر با دگران فراگیرند. مشاوره به مراجعان کمک می کند تا مهارت هار سازگارانه را فرا گیرند.
3. افزایش کارایی شخصی مراجع. راهنمایی و مشاوره به مراجع کمک می کند تا توانایی های خود را بشناسد، آنها را شکوفا کند و بر کارایی خود بیفزاید. به نظر بلاکر (1974) مشاوره آزادی فرد را با توجه به محدودیت های شخصی و محیطی افزایش می دهد. همچنین کارایی فرد را بالا می برد تا نحوه کنترول خود بر محیط و پاسخ های مناسب نسبت به محیط را فرا گیرد.
4. کمک به تصمیم گیری مراجع. یکی از اهداف راهنمایی و مشاوره کمک به مراجع برای تصمیم گیری و انتخاب راه حل مناسب برای حل مشکلات تحصیلی، شغلی و خانوادگی است. در جریان مشاوره مراجع یاد می گیرد تا مشکل خود را شناسایی، اطلاعات لازم را کسب و راه حل های احتمالی را پیش بینی کند و سپس مناسب ترین راه حل را برگزیند. به نظر تایلر (1959) هدف مشاوره تسهیلی انتخاب های معقولی است که رشد بعدی فرد مبتنی بر آن انتخاب ها است.
5. تأمین بهداشت روانی مراجع. تأمین بهداشت روانی یکی از اهداف راهنمایی و مشاوره است. رسیدن به چنین هدفی باعث هماهنگی شخصیت، تطبیق درست با محیط و مردم و قبول مسئولیت می شود. مشاوره با ایجاد شرایط مناسب، به فرد در خود پذیری، پذیرش واقعیت، برخورد مناسب با دگران و اتخاذ روشهای واقع بینانه و تعادل روانی کمک می کند.
6. توسعه روابط متقابل انسانی در مراجع. توسعه روابط متقابل انسانی یکی از اهداف راهنمایی و مشاوره است. در جریان مشاوره مراجع تجربیات مثبتی را کسب می کند. فضای توأم با اعتماد و پذیرش بدون قید و شرط همراه با تفاهم و همدلی، وضعیتی را در رابطه مشاوره ای ایجاد می کند که مراجع به برون ریزی مشکلات خود می پردازد و رابطه باز و صریح با مشاور ایجاد می کند. در این صورت مقاومتها شکسته می شود و مراجع راحت تر به بیان مشکلات خود می پردازد و با کمک مشاور به راه حل مناسب می رسد. در مشاوره گروهی می توان به آموزش تبادل اجتماعی پرداخت و شرایطی را ایجاد کرد که مراجعان نحوۀ برخورد با یکدیگر را فراگیرند.
7. ایجاد بر داشت مثبت از خود و جهان وکشف معنای زندگی. راهنمایی و مشاوره بر توانمند یهای فرد تکیه دارد و به فرد آموزش می دهد تا از واقعیتهای موجود بهترین بهره را بگیرد. در مشاوره براستفاده از فرصتها با توجه به استعدادهای فرد تأکید می شود. برای کشف معنای زندگی، مشاوران به مراجعان میکند تا ازتواناییهای بالقوه خویش و شرایط محیط آگاهی یابند و به ارزشها و نقاط مثبت خود تکیه کنند و از توانائیهای خود با توجه به شرایط موجود استفاده نمایند و به خویشتن واقع بینانه، مثبت و هدفدار نایل آیند.
مشاوره در اسلام در سه معنا بکار رفته است:
اول) مشاوره به معنای مشورت در امور شخصی: در این معنا به افراد توصیه شده است تا در مسائل شخصی با صاحب نظران مشورت کنند و از تجارب آنان استفاده کنند. پیامبر اسلام فرمودند: هرکس که با خردمندان مشورت کند به راه صواب هدایت شود (ارشاد مفید، ص 142).
دوم) مشوره به معنای نظر خواهی از دیگران برای تصمیم گیریها. توجه به آراء دیگران برای تصمیم گیری مورد عنایت اسلام است. علی (ع) میفرماید؛ هرکس از نظریات مختلف استقبال کند و با آنها توجه کند مورد اشتباه را میشناسد، در نتیجه در تصمیم گیری کمتر دچار خطا و اشتباه می شود (نهج البلاغه فیض، حکمت164).
سوم) مشاوره به معنای فرایند کمک برای حل مشکلات: احادیثی از قبیل هیچ پشتانی مانند مشاوره نیست (نهج البلاغ فیض، کلمات قصار، 51). انسانی خردمند ازمشاوره بی نیاز نیست (غررالحکم،ج 6، ص 389)، ناظر به این معناست که مشاوره و نظر خواهی به کمک افراد می شتابد و به آنان در حل مشکلات کمک می کند.
مشاوره به معنای فرایندی برای کمک به حل مشکلات شامل 1) رابطه یاورانه، 2) شناخت مشکل مراجع و 3) روشهای برخورد با مشکلات است.
1. رابطه یاورانه: در اسلام هر رابطه ای با سلام که نشانه ای از ادب و امید به سلامتی است شروع می شود. پیامبر اسلام به هرکسی که بر او وارد می شد احترام می گذاشت و عبای خود را زیر پای او می گسترانید و بالش خود را تکیه گاه او می کرد. در قرآن مجید خطاب به پیامبر اسلام آمده است: از رحمت خداوند بر تو این است که با مردم نرمخو هستی. زیرا اگر خشن بودی از پیرامون تو پراکنده می شدند ( آل عمران، 159). نرمی گفتار و رحمت رفتار پیامبر (ص) مردم را شیفته آن حضرت می کند. در اسلام به پذیرش افراد و احترام به شأن و قدر آنان ونرمی گفتار و رحمت نسبت به آنان تأکید شده است.
2. شناخت مشکل مراجع: از دیدگاه اسلام انسان بر اثر دور شدن از خداوند و بی توجهی به فطرت خویش و رعایت نکردن حدود الهی دچار مشکل می شود. مشکل آدمی متأثر از عوامل درونی و بیرونی است. عوامل درونی از قبیل بصیرت نداشتن، غفلت از یاد خداوند، پیروی از هوای نفس، آلودگی به گناه، کفر و نفاق وهمچنین عوامل بیرونی مانند استکبار، ظلم، اسراف، استضعاف، فساد و تکذیب موجب اشکالات رفتاری در آدمیان می شود. این عوامل شیرازه جامعه را از هم می پاشد و به مشکلات فردی و جمعی می انجامد.
3. روشهای برخورد با مشکلات: دراسلام روشهای برخودر با مشکلات رفتاری شامل سه قسمت است:
الف) روشهای پیشگیرانه: این روشها از بروز مشکلات رفتاری جلوگیری می کند. برای پیشگیری از مشکلات، ابتدا فرد باید به خود شناسی و خدا شناسی و شناخت جهان اطراف بپردازد. آنگاه با التزام عملی به فرایض، الگو پذیری از اولیا، عنایت به خیر خود و مردم و مسئولیت پذیری، خود را به خوبیها آراسته نماید، سپس با شکر گزاری از نعمتهای خدا دادی و جلب رضای خداوند به زندگی خود معنا بخشد و با تقوا خود را از آلودگیها باز دارد. اعتقاد، بازگو کردن و عمل با یکدیگر آدمی را به انجام دادن کار درست و دوری از کار نادرست وا می دارد.
ب) روشهای اصلاح رفتار: از نظر اسلام اگر از آدمی خطایی سرزند نباید مأیوس شود و باید به اصلاح آن رفتار نادرست بپردازد. توبه از نظر اسلام به معنای بازگشت از خطا و حرکت درراه درست است. قرآن مجید در این باره می فرماید: همانا من آمرزنده خطای کسی هستم که باز گردد و ایمان بیاورد و عمل شایسته داشته باشد و در راه درست بیفتد (طه، 82). در این آیه چهار مرحله برای اصلاح رفتاری بیان شده است:
1) بازگشت و توبه از گناه.
2) ایمان و اعتقاد قلبی و شناخت درونی و آگاهی از اینکه چه کاری برای اصلاح رفتار لازم است.
3) عمل صالح و اقدام به کار درست و
4) حرکت در جهت درست و اینکه راه درست را بیابد.
یکی از روشهای اصلاح رفتار در اسلام دعا کردن است. دعا نوعی پیمان با خداوند است. در این پیمان انسان در خواست می کند تا توفیق بیابد وبتواند در راه خیر و صلاح قدم بر دارد. دعا نوعی تلقین به نفس است. امام سجاد (ع) در ضمن دعا لغزشها را باز گو می کنند تا بدین وسیله فرد به خود آگاهی برسد و در تصحیح رفتار خود اقدام کند. آن حضرت می فرماید: خدایا به تو از طغیان حرص و از تندی غضب و از غالب شدن حسد و از پایین آمدن صبر و از کم شدن قناعت و از بدی اخلاق پناه می برم ( صحیفه سجادیه، ترجمه بلاغی، ص 142). با یاد آوری و تلقین این موارد فرد از این خصوصیات باز می ایستد. دعا در صورتی مؤثر است که آدمی خود را ملزم به عمل آن بداند.
ج) روشهای تعادلی وکمال انسان: از دیدگاه اسلام انسان به سوی خدا در حرکت است. درصورت آدمی به کمال می رسد که
1) از همه نیروها، استعداد ها وتوانمندیهای خود استفاده کند.
2) از عقل خویش برای شناخت وحل مشکلات زندگی خود بهره مند شود.
3) از تواناییهای خود برای آباد کردن سرزمین خود سود جوید و
4) تلاش کند تا نقش خود را در اداره خانواده و جامعه ایفا نماید.
.
اصول رهنمایی ومشاوره
رهنمایی ومشاوره تمام مراحل رشد وهمه مقاطع تحصیلی وسطوح مختلف زندگی فردی ,خانواده گی ,شغلی ,اجتماعی را شامل میشود . انجام دادن خدمات راهنمایی ومشاوره در این زمینه ها مستلزم رعات اصول است . این اصول به مشاوران کمک میکند تا به تمام ابعاد این خدمات توجه کنند . شرتزر واستون اصول ذیل را به خدمات راهنمایی ارایه دادند :
v راهنمایی به رشد شخصی مراجع می پردازد .
v راهنمایی با فرایند رفتار مراجع سر کاردارد .
v راهنمایی بر ارزش مراجع وحق انتخاب او تائید میکند .
v راهنمایی یک جریاین پیوسته تربیتی است .
v راهنمایی مبتنی بر همکاری است .
از نظر روانشناسی مشاور باید به فرایند رشد ,شیوه ها ی یاد گیری ,برداشت فرد از خویشتن وویژگی های انسان توجه کند .انسان ویژگی های خاص دارد که قرار ذیل است .
بیش تر از سایر موجودات از قابلیت رشد وکمال بر خوردار است .
بالا ترین توان رادر مهارتهای ارتباطی دارد .
تنها موجود زنده ای است که سیر زمان را دراختیار دارد .
قادر به کسب بصیرت واستدلال است .
میتوان با محیط سازگاری کند وهم بر ان تاثیر گذارد .
با در نظر گرفتن جنبه های فلسفی جامعه شناسی وروانشناسی انسان میتوان این اصول را برای رهنمایی ومشاوره پیشنهاد کرد .
اصل اول : رشد ادمی از مراحل مختلفی می گذرد ودر ابعاد مختلف بدنی ,عاطفی ,عقلانی ,اجتماعی ومعنوی صورت می پذیرد .
اصل دوم : انسان موجود خود اگاه , صاحب اراده , باارزش ومسوًل است . ادمی تنها موجودی است که اگاه از خویشتن است .
اصل سوم : ادمیان از نظر نیاز ها ,انگیزه ها ,توانمندی ها واستعداد ها متفاوت اند .
اصل چهارم : ادمیان دارای زمینه های فرهنگی ,اجتماعی , مزهبی متفاوتی هستند .
اصل پنجم : انسانها نیاز مندی فلسفه ارزش برای زنده گی خویش است . دانش فلسفه ارزش به زنده گی ادمی معنا میدهد .
اصل ششم : انتخاب رشته تحصیلی وهمسر حق هر فرد ی است ونمی توان افراد رابرای انتخاب رشته تحصیلی وشغلی خاص ازدواج با فردی مشخص مجبور کرد .
اصل هفتم : راهنمایی ومشاوره یک فعالیت جمعی است وبا همکاری همه موًسسات ونهاد های اجتماعی انجام می پزیرد و در صورتی به بار می نشیند که موًسسات ونهاد های مختلف اجتماعی به ان کمک کند .
اصل هشتم : خانواده هسته اصلی زنده گی اجتماعی است وباید بر دوام , بقاً وسلامت ان تائید شود خانواده به عنوان مرکز ثقل سلامت فردی واجتماعی باید مورد عنایت مشاوران قرار گیرد .
اصل نهم : راهنمایی مشاوره بر پیشگیری تائید دارد وبا افراد بهنجار سرکار دارد وبه افراد در رشد وسازگاری درونی برونی کمک میکند .
اصل دهم : راهنمایی مشاوره بر نتائیج تحقیقات متکی است واز ان برای شناخت وحل مشکل مراجعان بهره می گیرد .
رهنمایی ,مشا وره فردی
رهنمایی ومشاوره معمولا به صورت فردی صورت میکیرد در رهنمایی مشاوره فردی مشاور با یک مراجع سر کار دارد . مشاوره فرد یک رابطه دو نفری حضوری است که در ان یک مشاور کار ازموده وبا صلاحیت با مراجعی برخورد میکند که در تدارک رشد , سازگاری وتصمیم گیری است .
مشاوره فردی سه هدف عمده را دنبال میکند
پیشگیری : در مشاوره فردی تلاش میشود تا باارایه اطلاعات روانشناختی واموزش مهارتهای لازم به مراجع کمک شود تاباموقعیت های مختلف زنده گی سازگاری مناسب داشته باشد .
رشد : مشاوره فردی به تسهیل رشد مراجع وشکوفایی استعداد هاو توانایی های او کمک میکند .
مداخله در مانی : مشاوره فردی به شناخت وکشف راه حل برای مشکلات رفتاری مراجع می پردازد .
فرایند مشاوره فردی شامل پنج مرحله است .
مرحله اول ( حضور ) در این مرحله مراجع در جلسه مشاور حضور می یابد . رابطه مشاوره ای ایجاد ومشاوره با سلام وتعارف ادیه شروع میشود مشاورارامش دارد وبه صورت گرم وصمیمی مراجع را می پذیرد . به روابط غیر کلامی مراجع از قبیل اشارات بدنی , تماس چشمی توجه میشود .
مراجعی که افسرده است معمولا به سر ووضع خود نمی رسد آه میگشد , رنگش پریده است وبا مشاور تماس چشمی بر قرار نمیکند در ابتدا مراجعان نمی دانند از کجا شروع کنند وکمی اضطراب دارند مشاور با پرسیدن یک سوال جلسه مشاوره را شروع میکند . از سوال بسته میتوان استفاده کرد .در سوال بسته بهتر است از موضوع های سوال شود که حاشیه ای وجانبی است . مثلا صنف چند هستید ؟ در کدام مکتب درس میخوانید ؟بعد از مراجع سوال باز انجام میگیرد .مثلا مشگلی شماچیست ؟سوالات بسته نباید پی درپی پرسیده شود زیرا این گونه سوالات اورا مصطرب میکند هر چه فضای مشاوره دوستانه وارام پیش برود تبادل دو جانبه بیشتری صورت میگیرد ورابطه مشاوره ای راحت تر میشود .
مرحله دوم (درک وفهم )باایجاد فضای مناسب مشاوره ای بتدریج مشاوره به دنیای درونی مراجع وارد میشود راجرز برای ایجاد فضای مناسب در رابطه مشاوره ای سه خصوصیت رالازم میداند
هماهنگی رفتار مشاور .
توجه مثبت بدون قید وشرط .
تفاهم تواًم باهمدلی .
در این مرحله سعی بران است که از سطح ارتباط به عمق ارتباط برسند .
مرحله سوم:- كشف و تشخيص مشكل:
مشاور در اين مرحله به ارزيابي دقيق رفتار مراجع، عيني كردن آن و تشخيص مشكل مي پردازد. در اين مرحله به جمع آوري اطلاعات از مراجع ارزيابي آن مي پردازد تا به اساس آن تشخيص مناسب را براي اشكال رفتاري مراجع بيابد. روشهاي جمع آوري اطلاعات معمولا شامل مشاهده، مصاحبه و آزمونهاي رواني وگذارشهاي شخص ميشود.
مرحله چهارم:-ارائه راه حل:-
پس از تشخيص مشكل رفتاري مراجع،مشاور به تعبير و تفسير و ارائه راه حلي بر آن مي پردازد.راه حل ها از رويكردهاي مشاهده اي بدست مي آيد. مشاوران كشور ما بايد در بكار گيري روشها وفنون مشاوره به شرايط فرهنگي و اجتماعي توجه كنند و به تطابق آن روشها و فنون با وضعيت فرهنگي اجتماعي جامعه بپردازد.
مرحله پنجم: پايان مشاوره و پيشگيري:
راه حلهاي ارايه شده در جلسات مشاوره به وسيله مراجع به اجرا گذاشته ميشود. وقتي مراجع توانست به مشكل خود غلبه كند و مستقلا به سازگاري دروني وبيروني به سرفرايند مشاوره پايان مي پذيرد. اين پايان به معناي قطع ارتباط نيست بلكه مشاور به مراجع اعلام مي كند كه براي گوش دادن به مسائلي كه ممكن است برايش پيش آيد اماده است.
رهنمايي ومشاوره گروهي
انسان موجود اجتماعي است و معمولانياز هاي خود را از طريق گروه برآورده مي سازد. گروه در كسب الگوهاي رفتاري، مهارتهاي ارتباطي و سازگاري هاي اجتماعي به خود كمك ميكند وفرصتي را ايجاد ميكند تافرد رابطه اجتماعي را تجربه كند وبا تبادل نظر با اعضا وباز خورد از آنان احساس كند كه مورد توجه قبول احترام و حمايت گروه است.
فعاليت گروه مشاهدان در سه سطح انجام ميگيرد:
1-رهنمايي گروهي:- راهنمايي گروهي شامل آن دسته از فعاليتهاي گروهي مشاوران است كه در آن اطلاعات شخصي،تحصيلي، شغلي و اجتماعي براي برنامه ريزي و تصميم گيري به افراد ارائه ميشود. راهنمايي گروهي جنبه پيشگيري دارد.
2- مشاهده گروهي: مشاوره گروهي به مراجعاني كه مشكلات در اثر سازگاري دارند،مهارتهاي اجتماعي را نمي دانند جراُت براي اقدام به كار ندارند و از درگيري با موقعيتهاي اجتماعي فرار ميكنند كمك ميكند تا راه حلي براي انها بيابند.
3- گروه درماني: اين گروه براي مراجعاني بكار ميروند كه مشكلات عميق عاطفي دارند. درعمل اين سه سطح از يكديگر متمايز نيستند و مشاور ممكن است به اساس سطح و عمق مشكلات مراجعان به رهنمايي، مشاوره و درمان آنان بپردازد.
مشاوره گروهي به اعضا كمك ميكند تا با پذيرفته شدن در گروه احساس ارزش كنند، از طريق همدلي با اعضاي گروه با نيازهاي ديگران آشنا شوند، با ايجاد رابطه متقابل با ديگران مهارتهاي اجتماعي را فرا بگيرند، با بازخورد با ديگران به قبول واقعيت ها برسند، از طريق تبادل نظر با ديگران راه حلي براي مشكلات رفتاري خود بيابند، مسووليت رفتار خود را بر عهده گيرند. گروه نمونه كوچكي از جامعه است كه در آن اعضا الگوهاي مختلف رفتاري را مشاهده مي كنند،از رفتاراجتماعي آگاه ميشوند و با بازخورد از ديگران به انجام دادن رفتار تشويق ميشوند.
مشاوره گروهي شامل اين مراحل است:
مرحله اول) آشنايي و مشكل گيري گروه:- در اين مرحله اعضاي گروه با يكديگر آشنا ميشوند ابتدا اعضا كمي اضطراب دارند و احساس امنيت خاطر نمي كنند. مشاور به عنوان رهبر گروه نمونه اي از رفتار باز بودن ،فعالانه گوش، ابراز پذيرش و توجه مثبت ويكرنگي و همدلي را نشان ميدهد وبه اعضاي كمك ميكند تا گروه را محل امن و راحتي براي بيان احساسات و افكار خود بدانند. در اين مرحله اعضا با اهداف و عملكرد و انتظارات گروه آشنا مي شوند و نحوه شركت،زمان لازم و رفتار قابل قبول را فرا مي گيرند.
مرحله دوم) مقاومت و انتقال:- فشار گروهي از جمله مسائلي است كه به هر يك از اعضاي گروه براي پاسخگويي وارد ميشود. به نظر بالوم در اين مرحله موضوع تسلط كنترول و قدرت مطرح ميشود. اعضا نمي دانند آيا بررفتار خود تسلط و كنترول كافي خواهند داشت و ايا قدرت بيان مسائل را دارند . ابتدا آنها در مقابل فشار گروهي مقاومت مي كنند،ولي پس از اطمينان و اعتماد به ساير اعضا از مقاومت آنان كاسته ميشود و به ابراز نظر مي پردازند. ميزان خود ابرازي اعضاي گروه به اعتماد اعضاي آن نسبت به يكديگر بستگي دارد. هر چه مشاوره گروهي ادامه يابد، اعتماد متقابل اعضا بيشتر ميشود و اعضا بيشتر تبادل نظر كرده و افكار خود را بروز مي دهند . مشاور در اين مرحله به اعضا كمك مي كند تا اينگونه اضطرابهاي اوليه و مقاومت در اظهار نظر را طبيعي تلقي كنند و با باز خورد مناسب آنان را تشويق مي كند تا نظر خودرا بيان كنند. او محيطي را فراهم مي كند كه اعضا احساس راحتي و امنيت خاطر نمايند. شرايط تسهيل كننده اعتماد از قبيل تفاهم تواُم با همدلي،توجه مثبت بدون قيد و شرط بي ريايي و خلوص براي ساده تر كردن روابط گروهي لازم است.
مرحله سوم)همبستگي و معيار گذاري:- در اين مرحله اعضاي گروه به همبستگي مي رسند و در برابر ديگران احساس مسووليت ميكنند. آنان در سايه احساس امنيت و اعتماد ايجاد شده به خود ابرازي بيشتر مي پردازند،قواعدي را براي ادامه كار خود مشخص مي كنند و تجربيات خود راه با يكديگر در ميان ميگذارند در اين مرحله مسائل روشنتر مي شودوروشهاي برخورد با آنها مشخص مي گردد. ابراز نظريات مختلفو پاسخهاي مثبت ومنفي ممكن است.
باعث كندي پيشرفت گروه شود. در اين صورت وظيفه مشاور اين است كه نظريات مختلف را در جهت شناسايي وحل مشكلات هدايت كند واجازه ندهد كه پاسخهاي منفي به هم بستگي گروهي خدشه وارد كند. استفاده از بازخورد در گروه ميتواند به تقويت همبستگي كمك كند و به تبادل و ارتباط بيشتر اعضا بينجامد وظايف مشاور را دراين مرحله ميتوان به اين صورت خلاصه كرد:
1- تقويت مثبت رفتارها ي مطلوب گروهي.
2- توجه به زمينه مشترك در گروه.
3- حمايت از اعضا براي خطر پذيري.
4- تشويق اعضا براي به كارگيري مهارتهاي اجتماعي
5- ارائه مدل هاي مناسب براي ابراز خويشتن
6- تشويق افراد كناره گير به شركت فعال در گروه.
مرحله چهارم)عمل و اجرا:- در مرحله عمل اعضاي گروه تشويق ميشوند تا رفتار و طرزفكر تازه را تجربه كنند. پس از همبستگي و ايجاد قواعد براي ادامه كار،اعضاي گروه بتدريج راه حل ها را ارايه داده و درباره آنها تبادل نظر كرده و به انتخاب راه حل مناسب مي پردازند. در اين مرحله اعضاي سطوح بالايي از خود ابراز،صداقت خود جوشي و پذيرش مسووليت را نشان ميدهند يالوم اين مرحله را دوران پختگي كارگروه مي نامد. اين دوران گروه بصورت عامل كارآمد در تغيير رفتار اعضا عمل ميكند. مشاور در اين مرحله به اعضا در انتخاب راه حل و اجراي آن ياري ميرساند و مدل مورد استفاده گروه بر اساس ديدگاه مورد نظر مشاور متفاوت خواهد بود.اگر مشاور از ديدگاه روانكاوي استفاده كند بيشتر در جهت رفع تعارفها و تصحيح تجربه هاي قبلي حركت مي كند و در صورتي كه از روش رفتاري استفاده كند به آموزش مهارتهاي اجتماعي و جرات آموزي و تقويت رفتارهاي سازگارانه خود هر پرداخت و چنانچه از روش شناختي استفاده كند به تصحيح برداشتها و طرز فكر اقدام خواهد كرد. در مرحله عمل طرح مورد نظربه اجرا در مي آيد و پيشرفت گروهي ارزيابي و در صورت لزوم تغييراتي در آن داده ميشود.
مرحله پنجم)اختتام كار گروه:- در اين مرحله زمان پايان داده به جلسات گروهي فرا ميرسد. پايان دادن به جلسات مشاوره گروهي زماني مناسب است كه اعضاي گروه به نتايج مورد نظر خود رسيده باشند. در صورتي كه نتايج مطلوب حاصل نشده باشد به اعضا اجازه داده ميشود تابراي حصول نتيجه در باره مراجعه كنند و به آنان كمك مي شوند تا مستقلانه به حل مشكلات بپردازند.
دوکتور محمدحیدر یعقوبی در رشته نصاب تعلیمی (برنامه درسی) از دانشگاه خوارزمی ایران هستم. مدرک ماستری در تعلیم و تربیه را از اولین دوره ماستری پداگوژی در پوهنتون تعلیم و تربیه کابل-افغانستان در سال 1388 گرفتم و استاد پوهنتون(دانشگاه) بامیان از سال 1383 الی 1390 بودم و از سال 1390 الی میزان 1391 با دانشگاه کاتب و پیام نور همکاری داشتم. آرزویم شادبودن انسانهاست و موفقیتشان.