پاسخ تمرين هاي فصل نهم كتاب تحليل آماري فرگوسن


جواب سؤال 1-

الف) يك نمونه تصادفي به صورتي انتخاب مي شود كه هر عضو جامعه داراي يك احتمال مساوي و برابر جهت قرار گرفتن در آن باشد. در يك نمونه تصادفي طبقه اي اعضاي هر طبقه داراي احتمال مساوي جهت قرار گرفتن در نمونه فرعي مربوط به آن طبقه هستند.

ب) هر گاه نسبتها در طبقه هاي مختلف نمونه با نسبت هاي جامعه برابر باشند نمونه حاصل يك نمونه طبقه اي متناسب است.

ج) يك توزيع نمونه گيري آزمايشي يا انتخاب واقعي نمونه ها از يك جامعه به دست مي آيد. بدين ترتيب توزيع ارزشهاي شاخص آماري به دست مي آيد. از طرف ديگر يك توزيع نمونه گيري نظري با استفاده از يك روش نظري به دست مي آيد كه مبتني بر ملاحظه هاي مربوط به احتمال است. در اينجا عملاً هيچ نمونه اي انتخاب نمي شود.

جواب سؤال 2-

در اينجا روش هاي مختلفي را مي توان به كار گرفت. مي توان به دانشجويان شماره اي را اختصاص داد يا از دفترچه راهنماي تلفن استفاده كرد. سپس با استفاده از روش قرعه كشي يا جدول اعداد تصادفي مي توان شماره ها را به تعداد مورد نياز انتخاب كرد.

جواب سؤال 3-

ادامه نوشته

اولين برف سال 92 در دانشگاه خوارزمي

http://tinypic.com/view.php?pic=e0sj5z&s=5

http://tinypic.com/view.php?pic=ogj294&s=5

ادامه نوشته

فلسفه آموزش وپرورش


تعداد واحد درسي :3واحد
نام منبع درس : فلسفه تربيت(فلسفه آموزش وپرورش)مؤلف : جناب آقاي دکتر عيسي ابراهيم زاده
نام تهيه کننده : رمضان زاهدي - دستيار آموزشي دانشگاه پيام نور مرکزآموزشي خوي - واحـد سيه چشمه 

معرفي طرح درس در اين درس (فلسفه آموزش وپرورش)تعريف فلسفه -معني ومفهوم تربيت- مفهوم فلسفه تربيت - پندار گرائي وتربيت-واقع گرائي وتربيت-ماده گرائي وتربيت-عمل گرائي وتربيت-اسلام وتربيت، با استفاده از روشهاي مختلف تدريس براي دانشجويان در ساعــات معين وبرنامه ريزي شده تدريس مي شود.

اهداف درس 
هدف کلي:دانشجويان رشته علوم تربيتي با گذراندن اين درس با مفاهيم فلسفه ،معني ومفهوم تربيت،مفهوم فلسفه تربيت وهمچنين با مکاتب مختلف فلسفي آشنا شده وآنرا فرا مي گيرنداهداف جزئي :دانشجويان بايد بتوانند :
1.
فلسفه را تعريف نمايند
2.
معني ومفهوم تربيت را بيان نمايند
3.
فلسفه تربيت را تعريف کنند
4.
مکاتب مختلف فلسفي را با پيروان آن مکاتب و مشخصات وديدگاههاي آن مکتبها را توضيح دهند.
5.
نظر اسلام را در مورد تربيت بيان نمايند

ادامه نوشته

محرم 92 در دانشگاه خوارزمي پرديس كرج

http://tinypic.com/view.php?pic=rc51zn&s=5

http://tinypic.com/view.php?pic=2ym7haw&s=5

http://tinypic.com/view.php?pic=opbaeo&s=5

http://tinypic.com/view.php?pic=fpcgok&s=5

ادامه نوشته

دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه خوارزمي سال 1392

همزمان با تاسیس دارالمعلمین مرکزی در سال ۱۲۹۸ هجری شمسی، موضوع‌های تربیتی ویژه‌ای مانند فلسفه، منطق و اصول تعلیم به کلیه دانشجویان تربیت معلم ارائه می‌شد اما از سال ۱۳۱۱ با انتصاب جناب آقای میرزا عیسی خان صدیق اعلم (دکتر عیسی صدیق) مدیر تعلیمات عمومی وزارت فرهنگ که تازه از آمریکا بازگشته بود تحول سریعی در روند آموزشی دانشسرای عالی به وجود آمد (دارالمعلمین مرکزی در سال ۱۳۰۷ به دارالمعلمین عالی و در سال ۱۳۱۲ به دانشسرای عالی تغییر نام داد) هم‌زمان با تصدی دکتر صدیق و به پیشنهاد ایشان دکتر اسداله بیژن که او تحصیلات خود را در علوم تربیتی در آمریکا انجام داده بود به ایران فرا خوانده شد و برای اولین بار موضوع‌هایی مانند تعلیمات متوسطه، تاریخ آموزش و پرورش، اصول آموزش و پرورش، فلسفه آموزش و پرورش، روانشناسی پرورشی و جامعه شناسی (از لحاظ آموزش و پرورش) به کلیه داوطلبان دبیری تدریس گردید و همزمان آزمایشگاه‌های روانشناسی و علوم تربیتی نیز برای اولین بار تأسیس گردید.
 
بدین ترتیب هسته اولیه دانشکده علوم تربیتی با بخش‌های آموزش و پرورش ابتدایی، تربیت بدنی و روانشناسی تشکیل شد.
 
در حدود ۵۰ سال تغییرات عدیدهای در برنامه‌ها، وظایف و سرفصل‌های بخش‌های یاد شده پدید آمده تا سال ۱۳۵۳ پس از تبدیل دانشسرای عالی به دانشگاه تربیت معلم دانشکده‌های علوم تربیتی به طور رسمی و با سه گروه آموزشی علوم تربیتی، روانشناسی و تربیت بدنی به وجود آمد. در آن موقع مؤسسه تحقیقات تربیتی نیز وابسته به این دانشکده بود.
 
بر اساس مصوبه دانشگاه، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی بناست به سه دانشکده روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی، و دانشکده مدیریت تفکیک شود. ساختمان جدید برای دانشکده در پردیس کرج در ضلع جنوبی ساختمان فعلی در دست ساخت است.

برای اطلاعات بیشتر در مورد دانشکده و دانشگاه، می توانید کتابچه راهنما را مطالعه کنید.
 

در ارتباط با سایت دانشکده با مسئول آن (دکتر جمالی مهموئی) تماس بگیرید.

ادامه نوشته

قربان و قرباني

باسلام خدمت بزرگواراني كه به وبلاگم سري مي زنند و چند لحظه اي را از طريق اين فضاي مجازي با من ارتباط برقرار مي كنند. عيد قربان آمد و گذشت و من هم مثل هر سال ديگر در فكر اينكه چه چيزي براي قرباني دارم و هيچي را بهانه كرده و خود را به نداري زده و راحت از كنارش گذشتم. 

بسيار ناراحتم كه در اين امتحانات الهي هر سال در عيد قربان بازنده ميدان هستم و چيزي يا ندارم يا خودم را به نداري زده و چيزي را در راه خدا قرباني نمي كنم. خوش به حال حضرت ابراهيم كه از بهترين نيرو و اميد زندگي خود گذشت و او را در راه خدا قرباني كرد. بعضي وقتها از خودم مي پرسم اگر از من خواسته شود كه از بهترين وجودت در راه خدا بگذر فكر مي كنم كه بهانه اي را خواهم آورد و خواهم گفت كه حالا يك چيزي ديگر يا يك وقت ديگر اين كار را خواهم كرد. 

البته خدا دانسته از بنده اش مي خواهد. هر كسي حضرت ابراهيم نمي شود كه از او بخواهد. چون مي داند كه از اين بنده ناچيز اگر بخواهم خود را با بهانه اي به كنار خواهد كشيد. خدا حتي نمي خواهد كه اين بنده حقيرش در مقابل او خود را خوار نساخته و خرد نكند.

اي كاش روزي و سالي در عيد قربان برسد كه با افتخار به خدايم بگويم كه عاشقانه اين موجود را براي شما كه حقتان بالاتر از تمام چيزهاست قرباني مي كنم. به اميد آن روز!

اگزیستانسیالیزم و تعلیم و تربیه

مبانی فلسفی اگزیستانسیالیزم«Existentialism »

اصطلاح « اگزیستانسیالیسم یا وجود»  هستی ناآگاه و درونی انسان را به معنی شکل متمایزی از وجود بالفعل اشیاء و عالم تلقی می کند. به این معنی اگزیستانسیالیسم به آن صورت که وجودی های غربی معتقدند در لحظه های بحرانی نظیر لحظه ی مرگ تجلی می کند، نمایان می شود.

داستایوفسکی می گوید: «اگر خدا- واجب الوجود- نباشد ، هر کاری ممکن است.»  

این سنگ بنای اول اگزیستانسیالیسم است. در واقع اگر واجب الوجود نباشد هر کاری مجاز است. پس انسان وانهاده شده است. زیرا بشر، نه در خود و نه در بیرون از خود، امکان اتکا نمی یابد . باید گفت که بشر، از همان گام اول، برای کارهای خود عذری نمی یابد، وسیله ای نمی یابد تا مسولیت وجود خود را بر آن بار کند .

ارائه تعریفی جامع از اگزیستانسیالیسم عملاً محال است. ولی می توان به یک مضمون که اگزیستانسیالیسم را از صور سنتی تر فلسفه متمایز می کند، اشاره کنیم. و اینکه تاکید اصلی فلسفه ی وجود بر انسان است. این به این معنا نیست که این فلسفه لزوماً انسان مدارانه است، بلکه فقط به این معناست که وقوف دارد بر این که آدمی کلید فهم عالم است و نخستین پرسشی که فلسفه باید به آن بپردازد این است که آدمی چیست؟

ادامه نوشته

رئالیسم و تعلیم و تربیه

   مفهوم واژه رئاليسم  (realism)یا واقع گرایی : 

—                     واقعي =real 

—            واقع گرايي ،واقع بيني ،واقع گرايي (گرايش فلسفي به واقعيتهاي موجود در هستي)

—            انواع رئاليسم :

—            1. پروفسور برودي  : رئاليسم كلاسيك (قدیم)

—            2. وايت هد :  رئاليسم جديد

—            معناي كلاسيك :

—            امري است كه در گذشته اتفاق افتاده است. يعني نقطه اوج تفكر توسط متفكراني چون ارسو ، افلاطون ،و سقراط  كه در گذشته مي زيسته اند.

دو اصل فلسفه‌ی رئالیسم

1. اصل استقلال(ناپیوستگی): یعنی وجود جهان، اشیاء و حوادث در روابط بین اشیاء و حوادث به انسان بستگی ندارد. به عبارت دیگر، جهان، مستقل از ذهن و عقل انسان وجود دارد، اگرچه انسانی نباشد که آن را درک کند.

2. اصل قابلیت شناسایی: یعنی جهان آن‌چنان که هست، قابلیت شناخته‌شدن را دارد. به بیان دیگر، جهان را آن‌چنان که وجود دارد، می‌توان شناخت.

ادامه نوشته

پراگماتیسم و تعلیم و تربیه

پرا گماتیسم (pragmatism)

پراگماتیسم یعنی : عمل گرایی(اصالت عمل) ، تجربه گرایی ، فلسفه تجربی ، ابزار گرایی ، فلسفه آزمایش  و...

ریشه کلمه پراگماتیسم واژه ای یونانی به معنای کار یا عمل سودمند است . پراگماتیسم فلسفه ای است که مارا به جستجوی فرایند ها و انجام اموری که برای یاری ما جهت به دست آوردن اهداف مطلوب به بهترین وجه عمل می کنند،ترغیب می کند ،هر چند پراگماتیسم در وهله اول به عنوان یک فلسفه قرن بیستم که ییشترین بخش های آنرا آمریکای هاگسترش داده اندتلقی می شود ،اما ریشه های آن را می توان در آثار شخصیت های چون بیکن ،لاک،رسو وداروین یافت .اما عناصر فلسفی که به پراگماتیسم به عنوان یک فلسفه اصیل ، ثبات ونظم بخشید .قبل از هر چیز نوشته های چارلز ساندرس پیرس ، ویلیام جیمز ، جان دیویی و جرج هربرت مید است .

جهان شناسی پراگماتیسم:

ادامه نوشته

اساسات تعلیم و تربیه

جایګاه و اهمیت « اصول د رمسایل تربیتی»:

مسایل تعلیم و تربیت تحت تاثیر چهار چوب های معین و دستوالعمل های کلی طرح و بررسی شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار میګیرند،برای وضع مطلوب عناصر تربیت ، به تکیه ګاههای مشخص مبتنی بر واقعیتهای استناد شده های زندګی انسانی به عنوان واقعیتهای موجود مورد تاکید قرار ګرفتند . آنګاه به اشاره ، موضوع اصول تربیت و بایدها و حقیقت های مطلوب مطرح ګردیدند . در این فصل اصول تربیت به عنوان زیر ساخت اندیشه های تربیتی و دستورالعمل امر و نهی عملیاتی مورد بحث و بررسی قرار خواهد ګرفت . اګر چه از دید معنا شناسی فهم و معنا و مفهوم تربیت بردیګر بخش های آن مقدم است اما از لحاظ فلسفی و ساختار فکری چنین به نظر میرسد که هیچ بحثی همچون اصول از جایګاه خطیری برخورداد نباشد در اهمیت موضوع اصول تعلیم و تربیت همین بس که برخی از تربیت پژوهان آموزش و پرورش را علم به اصول دانسته اند، اساساٌ بر آدمی واجب است که برنامه و عمل و اقدام خودرا مقرون به شناخت اصول و حدود کند تا نیروهای خود را در امور بیهوده صرف ننماید و بتواند از نیر و ها به صورتی درست و مفید فایده بهره ګیرد. ګام زدن در مسیر درست تربیت و سیر به سوی اهداف آن نیاز مند شناخت اصول کار و استفاده درست و جامع از اصول است به بیان امیرالمومنین علی« ع» :

اَلعِلمُ یُرشِدُکَ ، وَ العَملُ مُبلغُ بِکَ الغایَةُ

علم تو را رهنمایی می کند ولی عمل تو را به هدف میرساند.

ادامه نوشته